استدیو تیپس

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی



به گزارش خبرنگار استدیو، «هملت» داستان شاهزاده جوانی است که برای انتقام قتل پدرش برمی‌خیزد. شاهکار بی‌همتا و شاعرانه ویلیام شکسپیر مسائل مربوط به وظیفه، اخلاقیات و وجدان را به چالش می‌کشد؛ نگرانی‌هایی همه‌گیر که انسان از ابتدای خلقت همواره با آنها دست‌وپنجه نرم کرده است. هملت آینه ترس‌ها و امیدهای بشر است.

بسیاری معتقدند که دشواری نمایشنامه‌های شکسپیر از این بابت است که این آثار برای اجرای در صحنه نمایش نوشته شده‌اند نه صرفاً برای مطالعه. تصویرگری «تام مندریک» با مهارت بالای او عذاب و اضطراب حاکم بر این تراژدی را به خوبی به نمایش می‌گذارد و نه‌تنها به مطالعه ساده‌تر این اثر بدون تغییر در متن اصلی کمک می‌کند، بلکه لذت به تصویر درآمدن این شاهکار ادبی را به مخاطب منتقل می‌کند.

نشر چترنگ برای اولین بار در ایران آثار برجسته و کلاسیک جهان را به صورت مصور، ترکیب متن و تصویر، منتشر کرده است و در تلاش است تا با رواج این گونه ادبی، مطالعه آثار کلاسیک را برای مخاطبان مطبوع‌تر سازد.

نمایشنامه مصور «هملت» را مینا جعفری‌ثابت به فارسی برگردانده و انتشارات چترنگ آن را در ۵۲ صفحه و به قیمت ۱۹۰۰۰ تومان منتشر کرده است.



از عوارض شایع داروی کدئین می توان سرگیجه , خواب آلودگی , تپش قلب و خشکی دهان را نام برد. بد نیست بدانید,
برخی افراد کدئین را مخدری ضعیف می نامند که البته ایمن است و مشکلی ایجاد نمی کند ولی اگر زیاد,
استفاده شود ممکن است اعتیاد آور باشد و شخص تمایل به مصرف کردن ماده مخدر دیگری نماید.

کدئین

کدئین برای کنترل درد‌ خفیف تا متوسط و درمان سرفه به کار می‌رود.

مکانیسم اثر

-آگونیست ضد درد مخدر ‌با اثر ضد سرفه که آگونیست گیرنده مو می باشد.
این‌ دارو از یک‌ طرف‌ آستانه‌احساس‌ درد را افزایش‌ داده‌ و از طرف‌دیگر موجب‌ می‌شود که‌ درد برای‌ بیمار ,
ناخوشایند و آزاردهنده‌ نباشد.

فارماکوکینتیک

این دارو از طریق خوراکی بخوبی جذب می‌شود. کدئین در کبد متابولیزه و از طریق کلیه دفع می‌شود نیمه عمر دارو,
۴-۵/۲ ساعت می‌باشد. این دارو به میزان زیاد به پروتئین های ‌پلاسما پیوندمی‌یابد. زمان شروع اثر ضد دردی کدئین,
از راه خوراکی ۴۵-۳۰ دقیقه و طول اثر آن ۴ ساعت می‌باشد.

کدئین

آشنایی با داروی کدئین

منع مصرف

این دارو در صورت وجود اسهال شدید همراه با کولیت پسودوممبران ناشی از مصرف سفالوسپورین ها یا پنی‌سیلین‌ها،
اسهال ناشی از مسمومیت ، ضعف حاد تنفسی نباید مصرف شود.

عوارض جانبی

تهوع و استفراغ ( در ابتدای مصرف) یبوست، خواب‌آلودگی، کاهش فشار خون و ضعف تنفس با مصرف مقادیر زیاد،
اشکال در ادرار کردن، اسپاسم صفرا یا مثانه، خشکی دهان ، تعریق، سردرد، گرفتگی صورت، سرگیجه،
کاهش ضربان قلب، تپش قلب، افت فشار خون وضعیتی، افزایش فشار خون ریوی، کاهش دمای بدن،

توهم، حالت خماری، تغییر خلق و خو، وابستگی، اختلال در تفکر، تنگی مردمک چشم، بثورات جلدی، کهیر ,
و خارش از عوارض جانبی دارو هستند.

آشنایی با تداخلات دارویی کدئین

تداخلات دارویی

اگر به طور همزمان با سایر داروهای مضعفCNSمصرف شود، تضعیف CNS تشدید شده و می‌تواند موجب ایجاد ,
ضعف تنفسی، و کاهش فشار خون شود. مصرف همزمان با داروهای شبه‌آتروپینی ‌نیز موجب تشدید ,
احتباس ادرار و یبوست شده و مصرف یک داروی ضددرد اوپیوئیدی ممکن است,

اثر درمانی داروی ضد درد را کاهش دهد. مصرف نالترکسون در بیمارانی که به داروهای ضد درد اوپیوئیدی وابستگی ,
جسمی دارند، ممکن است سبب بروز علائم قطع مصرف شود.

هشدار ها

. در موارد زیر مصرف این دارو باید با احتیاط کامل انجام شود:

۱حمله شدید آسم، بیماری تنفسی و التهاب روده .
۲٫ مصرف مکرر این دارو ممکن است موجب وابستگی و تحمل به اثرات دارو گردد.

توصیه های دارویی

۱٫ این دارو نباید بیش از مقدار توصیه شده مصرف شود.
۲٫ اگر پس از چند هفته مصرف دارو، پاسخ مطلوب حاصل نشد، بدون مشورت با پزشک مصرف دارو نباید افزایش یابد.

۳٫ در صورت فراموش کردن یک نوبت مصرف دارو، به محض به یادآوردن، آن نوبت باید مصرف شود، مگر اینکه تقریبا ,
زمان مصرف نوبت بعدی فرا رسیده باشد. مقدار مصرف بعدی نیز نباید دو برابر گردد.

۴٫از مصرف فرآورده‌های حاوی الکل و سایر داروهای مضعفCNS با این دارو باید خودداری شود.
۵٫ در صورت بروز سرگیجه، خواب آلودگی، منگی و احساس کاذب سرخوشی باید احتیاط نمود.
۶٫ هنگام برخاستن ناگهانی از حالت خوابیده یا نشسته باید احتیاط نمود.

کدئین

عوارض مصرف کدئین

توصیه برای مصرف کدئین

۷٫ قبل از مصرف دارو پس از مصرف طولانی مدت، باید با پزشک مشورت شود. قطع تدریجی مصرف دارو ممکن است ,
ضروری باشد.

بیشتر بدانید چرا کدئین خطرناک است؟/ آیا کدئین یک ماده مخدر است؟

«اگر چه به عنوان «ماده‌ای مخدر ضعیف و ایمن» در نظر گرفته شده و به عنوان داروی مسکن تجویز می‌شود ,
اما همچنان اعتیادآور است. در واقع اعتیاد به کدئین سبب افزایش تمایل افراد برای مصرف ,
دیگر مواد مخدر می‌شود.»

ممکن است تعجب کنید، کدئین گونه‌ای ماده مخدر است و به عنوان یک داروی ضد درد مخدر شناخته می‌شود. ب
یشترین مصرف پزشکی کدئین در درمان درد‌های خفیف تا نسبتا شدید و به عنوان یک داروی موثر,
در تسکین سرفه است.

در واقع بنا به گزارش سازمان جهانی بهداشت این ماده مخدر از پرمصرف‌ترین دارو‌های جهان است. کدئین ابتدا ,
توسط شیمیدان فرانسوی پیر روبیکه در سال ۱۸۳۲ کشف شد.

در گذشته منبع تریاک، خشخاش بود. از مواد خام موجود در خشخاش برای ساخت کدئین، مورفین و دیگر,
مواد مخدر استفاده می‌کنند. در سال ۱۹۵۰ سازمان FDA کدئین را به عنوان داروی مسکن پذیرفت.

نحوه اثر بخشی هیدروکودون

هیدروکودون برای درمان درد‌های شدید استفاده می‌شود. این دارو در گروهی به نام ضد درد‌های مخدر,
قرار می‌گیرد و روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می‌گذارد و درد را برطرف می‌کند. اگر هیدروکودون,
برای مدت طولانی مصرف شود، باعث وابستگی روانی یا جسمی خواهد شد.

کدئین و هیدروکودون در درمان درد بسیار موثر عمل می‌کنند؛ از آنجایی که هر دو مواد مخدر هستند. با این حال ,
مواد مخدر قوی هستند و ممکن است اعتیادآور باشند. این دارو‌ها را با توجه به دستورالعمل پزشک ,
مصرف کنید و آنها را به هیچ عنوان با افراد دیگر به اشتراک نگذارید.

استفاده طولانی‌مدت هر یک از این دارو‌های مخدر می‌تواند باعث وابستگی جسمی و روانی فرد شود؛ به این معنی ,
که اگر شما مصرف را متوقف کنید، ممکن است عوارضی را تجربه کنید. عوارض جانبی کدئین درست مشابه,
سایر مواد مخدر است که این علائم در کودکان می‌تواند شدید‌تر باشد.

مصرف طولانی‌مدت هیدروکودون برای کودکان ممکن است بسیار خطرناک و حتی مرگبار باشد.

جایگزین مناسب

اگر درد دارید یا دچار گلو درد شده‌اید، ممکن است راه‌های بهتری نیز برای تسکین درد وجود داشته باشند.
در اینجا فهرستی از درمان‌های طبیعی را که خاصیت مسکن دارند، تهیه کرده‌ایم.

تسکین‌دهنده‌های درد عبارتند از:

• فلفل (Cayenne)

• روغن‌های ضروری

• نمک اپسوم

• طب سوزنی

تسکین‌دهنده گلو درد عبارتند از:

• عسل طبیعی

• سیر

• ویتامین ث

• ریشه شیرین بیان

• روی (Zinc)

• خواب کافی

• روغن ضروری

دارویاب , فرادید




خبرگزاری استدیو- گروه فرهنگ: آرمان آرین، نویسنده سه گانه «پارسیان و من»، «رویای باغ سپید»، «اشوزدنگه»، «کابوس باغ سیاه» و… است. او در آثارش به تاریخ و اسطوره توجه ویژه دارد و نوشته های او، گواه این فته است.

آرمان آرین، یادداشتی را در ارتباط با فیلمنامه منتشر شده  «کوروش کبیر»، نوشته مسعود جعفری جوزانی که از سوی نشر تریتا منتشر شده در اختیار خبرگزاری استدیو نهاده که در ادامه می خوانید: «سال‌ها پیش در شهریور ۱۳۸۴ خورشیدی، در پیشگفتارِ پایان نامه کارشناسی ارشد سینمایم، وقتی در جستجوی پیوندهای متون کهنی نظیر اوستا با سینمای ایران بودم، نوشتم که براستی چرا تنها پیامبر، پادشاه و پهلوان باستانی در تاریخ جهان که تاکنون فیلم درخور و کاملی از آنها ساخته نشده، «زرتشت، کوروش و رستم» هستند. ۱

بنابراین حدود پانزده سال است که این قلم، در جستجوی پاسخ این پرسش و دوای درد آن بوده و باور دارد که سینمای حماسی و جهانی ایران باید به عنوان یک ژانر عظیم هنری و تجاری و ملی و آموزشی، رقم بخورد. اما به همان میزان که تشنه ساخته شدن فیلم‌های خوب برای بزرگان کهن سرزمین خویش است، از ساخته شدن آثار درجه دو و سه درباره آنها به ویژه در این بُرهه ی حسّاس هویتی، وحشت دارد و می اندیشد که همان اندازه که یک فیلم خوب می تواند آغازگر حرکتی عظیم برای این دسته از فیلم ها با مضامین اسطوره‌ای و تاریخی ایران زمین باشد، یک فیلم بی حال، بدنویس و بد ساخت نیز می تواند سدّ راه این حرکت گردد و همه نیروها را برای سال‌های سال به محاق بَرَد و ناامید سازد.

بی گمان اگر همین امروز هم فیلمی درباره تاریخ باستان ایران با بهترین کیفیت ساخته شود، دیر است، اما جلوی ضرر را هر کجا که بگیریم منفعت ماست؛ به شرطی که براستی منفعت باشد و نه آواری از تخریب بر سر ویرانی ها و ندانم کاری های پیشین!

با این مقدمه و با صراحت می نویسم که فیلمنامه «کوروش کبیر» به روایت مسعود جعفری جوزانی، متنی است آشفته، بی رمق و ضعیف، هم از منظر تاریخی و هم از جنبه دراماتیک؛ که اگر ساخته شود، قطعاً با چنین بُن مایه ای، به یکی از فجایع هنری در تاریخ سینمای ایران بدل خواهد شد. البته در فیلمنامه موجود می توان تک مضراب های خوبی نظیر چند مورد زیر و نظایرشان را یافت اما اینها به هیچ وجه در ابعاد یک فیلمنامه ی بلند سینمایی، کافی نیستند.۲

درباره چنین فیلمنامه حسّاسی، باید به دقت تمام سخن گفت و تا دیر نشده و کار از کار نگذشته، معایبش را واگو نمود، مبادا که این عیب ها از شکل واژگان به تصاویر نیز تسرّی یابند و کار از کار بگذرد و نه تنها انبوهی از اموال و زحمات به هدر رود، که بخشی مهم از تاریخ ایران نیز زخمی بردارد که التیامش با کرام الکاتبین باشد.

«کوروش بزرگ» و شخصیت هایی نظیر او، متعلق به همه ما هستند و مطابق با اسناد دقیق تاریخی، کسی حق ندارد او را چیزی جز آنچه بوده، نشان دهد. صد البته نام این شاهنشهِ شهیرِ خوش نام، کافی است که جمعیت بسیاری را به سالن های سینما بکشاند و در ابتدا باعث دیده شدن و فروشی انفجاری در گیشه ها گردد، چنانکه در انتشار فیلمنامه نیز همین بهره برداری از نام کوروش، در آغاز سبب فروش کتاب شد، اما در ادامه ی این راه و در پیشگاه تاریخ سینما و تاریخ ایران زمین چطور!؟ آیا همین اندازه کافی ست یا ما باید بهترین واژگان و تصاویر را به پیشکش چنین موضوعی آریم و به حداقل ها کفایت نکنیم؟

تصدیق می کنم که فیلمنامه جوزانی با نگاهی مثبت و خیرخواهانه نسبت به کوروش بزرگ نوشته شده و بی شک تعمّدی در تخریب یا تضعیف او و داستان زندگی اش نداشته است اما نکات بسیاری درباره این فیلمنامه ی منتشر شده وجود دارد که نشان می دهند چرا ساخت چنین فیلمنامه ی ضعیفی، نه در خور تاریخ ایران است و نه در شأن شخصیت بزرگی چون کوروش که نه تنها ایرانیان بلکه جهانیان به او مفتخرند.

برخی از این نکات را در زیر دسته بندی کرده ام که یک به یک آنها را – مطابق با چاپ نخست فیلمنامه در سال ۱۳۹۴، نشر تریتا – مرور خواهیم کرد:

بی دقتی در نام ها و عناوین:

نخست اینکه چرا نام فیلمنامه، «کوروش کبیر» است و نه «کوروش بزرگ»!؟ این یک اشکال ساده و جزئی نیست؛ زودا که امتدادش را در بی توجهی‌های زبانیِ دیالوگ های فیلمنامه نیز شاهد باشیم.

استفاده مغشوش از تلفّظ یونانیِ نام شخصیت‌ها در حالی که اغلب، ما به ازای ایرانی شان نیز مشخص است: ساگاس (ص ۱۷) کواکسار! [بجای کیاکسار] (ص ۳۱) کریستاناس! (ص ۳۲) تداس (ص ۴۶) و… حتی نام آستیاگ شاه ماد نیز از تلفظ یونانی و اروپایی آن برداشته شده است که بجای آن باید از «آژی دهاک»، «آژتیاگ» یا «ایختِویگو» استفاده می شد.

اطنابِ صحنه های حاشیه ای بدون پیشروی داستان اصلی:

صحنه آغازینِ مناسک مذهبی و ظواهر تاریخی، دراز و بی حاصل اند، بدون نقشی اساسی در داستان (ص ۱۳)

توجه فیلمنامه به حواشی، نظیر سکانس شب/نوروزخانه (ص ۵۵)، بیشتر است تا ارائه ی یک ماجرای پیوسته و جذاب. گویی متن در پی ارائه ی شعارهای فرهنگی و تبلیغاتی است و نظری به ایجاد کشمکش و بحران و جذابیت در داستان ندارد. حال آنکه می شد تمام عناصر فرهنگی را در حاشیه ی یک روایت جذاب و عظیم نشان داد بی آنکه بخش بلندی از زمان فیلمنامه، صرفاً به نمایشگاهی برای ارائه ی سنت ها و مراسم و… تبدیل شود.

ایجاد خُرده داستان های بی فایده و پیش نابَرَنده؛ نظیر گفتگوی کوروش و دو رزمنده اش (ص ۷۱).

در عوضِ این همه صحنه های اضافی، جای بسیاری از وقایع مهم و زیبا درباره ی آن دوران یا کمی پیش از آن خالی ست. بطور مثال چرا هرگز هخامنش، چیش پیش و بخشی از رویدادهای عصر کهن خاندان هخامنشی را نمی بینیم یا نمی شنویم؟ (در قیاس با دیالوگ های ص ۱۰۷) یا چیزی از ایلامیان، شوتروک ناهونته ی بزرگ و سلسله های باستانی و مهم آنها در انشان نمی شنویم؟ چرا اثری از روابط پیچیده ی مادها و پارسیان در عصر فرا هخامنشی نمی یابیم یا چرا نامی از اقوام مانّایی و اورارتویی و کاسی و سکایی که در همان حوالی زمانی و مکانی می زیسته اند در هیچ کجای متن نمی شنویم؟ آیا بهتر نبود آدمهای بی هویت و کاغذیِ فعلیِ فیلمنامه، کمی عمیق‌تر می اندیشیدند و سخن می‌گفتند و پیچیده تر عمل می‌کردند تا در نهایت، درامی نیرومندتر و جذاب تر در میان شان رقم بخورد؟

برخی سکانس‌ها اصلاً پیدا نیست که متعلق به یک داستان‌اند یا یک فیلمنامه؛ چون چگونگیِ تصویری شدن شان نامشخص است. نظیر: «پگاه / دامنه کوهستان – موبد موبدان، کوروش و سپاهیان، نیایش برون آمدنِ خورشید را به جا می آورند.

فرض کنیم که نویسندهاین متن، قرار نباشد خود این صحنه را کارگردانی کند، آنوقت این «نیایشِ برون آمدنِ خورشید» ترتیباتش از چه قرار و شکل و خیال خواهد بود؟

ادبی نویسیِ نایکدست نیز سبب نجات متنی نمی‌شود که دارد تمام می شود اما استخوانبندیِ داستانش هنوز قوام نگرفته: «سپیده آرام آرام رنگ لاجوردی شب را می شوید و آخرین ستاره رنگ می بازد.» (ص ۱۳۲)

روز/کاخ ماندانا (ص ۵۱) سکانسی ست که بود و نبودش اثری ندارد.

کاتِ بد: بین دو سکانس شکارگاه و میدان آزاد (ص ۶۰)

شخصیت های به هدر رفته:

رودررویی کوروش نوجوان با شاهنشاهِ ماد در رُخدادی آسان و بدون گره (ص ۱۵). آیا براستی نخستین لحظه ی حضور کوروش بر پرده های سینما، پس از یک قرن انتظار، باید چنین بی رمق باشد!؟

حقیر کردن شاه پُرجَبَروتِ ماد: «آستیاگ کوروش را کنار خود نشانده، با دست خویش به او غذا می خورانَد» (ص ۲۲). ضعف و کلیشه در پرداخت شخصیت منفی اصلی، سبب بی مایگی کل فیلمنامه می شود.

نقش بی کارکردِ پدر کوروش: کمبوجیه (ص ۳۰).

در هیچ جای متن پیدا نیست چرا کوروشِ جوان، چنین آزادمنش شده و نیکی های اخلاقی اش را از کدامین آموزه ها یا افراد آموخته است؟ بطور مثال می شد در یک واقعه برای کودکی او، بنیان این موضوع را نشان داد و تحکیم و گسترش بخشید.

به دلیل همین نچیدنِ درست مقدمه ها برای شخصیت کوروش است که رفتارهای او، در تمام کار، شعاری و بی رمق به نظر می رسند و در درام، عمیق نمی شوند (نظیر پیروزی بر آشوریان در ص ۳۸ و آزادی اسیران به وسیله ی کوروش و حالات اغراق آمیزِ اطرافیان: مادرش ماندانا (به هر دلیل) از هوش می رود!. حال آنکه می شد با ارائه پیش زمینه ای منطقی و هنری، شخصیت درونگرا و آزاده ی کوروش را – به حق و مطابق با منابع کهن – چنان ساخت و پرداخت که حضورش در تداوم حیاتِ داستان، اثری شگرف بگذارد نه مثل حالا که همه حرکات کلیشه ای اش قابل پیش بینی اند.۳

کواکسار که مثلاً دومین شخصیت منفی کار است، اغلب کاری جز چپ چپ نگاه کردن ندارد! (ص ۳۸ و ۵۰).

شگفتا که با وجود همه ی شک های پادشاه ماد، کوروش راهی دیار پدری می شود! (ص ۵۰)

همدلی با شخصیت ها در متن ایجاد نمی شود چون هیچ یک به موقع و درست پرداخت نشده و رفتار نمی کنند: نظیر عدم همدلی مخاطب با ماندانا به دلیل ضعف پرداختِ شخصیت آستیاگ در صفحه ۵۶.

شخصیت های بسیار می آیند و می روند، همگی بی دلیل و با پرداخت سطحی: گیو و سپنتا و رستم و اوتانا و… اینها واقعاً اگر نباشند یا جایشان با یکی دیگر عوض شود، چه می شود و به کجای داستان برمی خورَد!؟ چرا هیچ کدام خاص و همدلی برانگیز نیستند یا خُرده داستانی را با خود به خطّ اصلی داستان نمی آورند تا خونی تازه به شریان داستان اصلی وارد شود؟

شخصیت ماندانا (مادر کوروش) دست کم از صفحه ۱۰۶ به بعد، بطور ناگهانی حذف می شود و تا انتها نیز همچنان اثری از او نیست.

از کاراکتر ساحره که البته بدون جذابیت خاصی، در کار وارد شده بود نیز، ناگهان دیگر اثری نیست! (ص ۱۱۶)

اهریمن نمایی های بی اساس، برای خبیث جلوه دادن مادها در برابر پارس ها: کوروش به سوی روشنی ستایش می برد و در آنسو، آستیاگ جامی از خونِ گاو قربانی سر می کشد! (ص ۱۱۶) اینها نشان می دهند که پژوهشِ کار، در سطحی ترین شکل و از دمِ دستی ترین منابع، صورت پذیرفته است. در کجای اوستا و بُندهش و دیگر متون کهن ایرانی، مُغان و شاهانِ ماد یا پارس یا پارت، قبل از جنگ، خون می نوشیده اند!؟ حالا اگر همین کار را در یک فیلم هالیوودی بکنند، بلوا به راه می افتد که می خواهند تاریخ ایران را خراب کنند و بد نشان دهند و فلان و بهمان؛ اما براستی از خودِ ماست که بر ماست!

عجب خائن و جاسوسی است کاراکتر آراسپ! (ص ۱۲۱) در حرف بله، اما در عمل پس چرا جای واقعی کوروش را به شاه ماد نمی گوید تا او فریب هارپاگ را نخورَد!؟ براستی چگونه می شود فرصت های دراماتیک برگرفته از تاریخ را به این آسانی، یک به یک سوزاند و از بین برد؟

خوب نماییِ شخصیت کوروش با حرکاتی کلیشه ای و نامعقول: «[کوروش] در بینِ کُشتگان، گام برمی دارد و هر از گاه در کنار جوانی نشسته، کاکُل خونی او را نوازش می کند.» (ص ۱۳۱). مثلاً قرار است مخاطب با این رفتارهای به ظاهر لطیف، این شخصیت تاریخی را استدیوبان و صلح جو تصوّر کند؟ آیا راه دیگری برای دراماتیزه کردن این شخصیت عظیم و به واقع صلح جو و نیرومند، در دنیای سینما و پهنه ی واژه ها وجود ندارد که باید به چنین شیوه های کلیشه ای و نادرستی آویخت؟

روایت اصلیِ کُند و خسته کننده:

کِش دادن سکانس ها آن هم بدون هیچ پیشروی دراماتیک (بطور مثال در ص ۲۷). با نگاهی به جریان سینمای روز دنیا در این ژانر آشکار می شود که اغلب از موضوعی حلبی، پرداختی زرّین بدست می آید و شکر خدا در سرزمین ما، از موضوعات زرین، آثار حلبی! آیا بهتر از این می شد داستان عظیم و نامِ پرطرفدار کوروش بزرگ را به یک داستان خسته کننده و تکراری تبدیل کرد؟

سکانس ضعیفِ پیوستن هارپاگ به کوروش! وااسفا که چه آسان، این فرصت نمایشیِ تکان دهنده و تاریخی، از اتحادِ سر بزنگاهِ فرمانده ی کل ارتش مادها با کوروش از دست می رود! (ص ۱۳۱)

در صفحه ی ۷۵ که فیلمنامه از نیمه گذشته، همچنان ماجرایی قوام یافته و پرکشش آغاز نشده و گویی قرار هم نیست که آغاز شود.

دیالوگ های شعاری و مغشوش :

«اوه هارپاگ!» (ص ۳۲)

«پایابی و تاب آوردن، چاره ی کار است!» (ص ۳۳)

«کوروش: چه نگونبخت به چشم می آیند تاراجگران تباهکار» (ص ۳۵)

فارسی نمایی های نچسبی نظیر: «شوی خواهر پدرتان!» منظور شوهرعمه تان است. (ص ۵۱)

مکالمه دختر و کوروش (ص ۵۴) بی مقدمه و سست است و در واقع به جای آنکه صحنه ای بدیع و عاشقانه را رقم بزند، جز تحقیرِ ادراک کوروش، چیزی در پی ندارد! در دنباله فیلمنامه نیز حرف های گزاف و بیهوده بین این دو کاراکتر (ص ۶۰) همچنان ادامه دارد.

گاه یک جُنبش سر، کافی است بهجای چند خط حرفِ اضافه:

همه فرمانده ها رو به کوروش تک به تک «گوش به فرمان جان پناه» و «گوش به فرمان» می گویند (صص ۷۷ و ۷۸).

یا مثلاً در ص ۸۹ فهمیده ایم که تیگران شاهزاده ی ارمنستان است ولی باز در ص ۹۰ می نویسد: «کوروش: تیگران؟

گیو: پسر بزرگ ارواند، پادشاه ارمنستان.»

فیلمنامه پُر است از حرف به جای تصویر؛ (نظیر دیالوگ کوروش در ص ۱۰۶). حال آنکه سینما هنر تصویر است، و سینمای داستانی، هنرِ روابط پیچیده ی برخاسته از برخورد ظریفِ شخصیت‌ها و دنیاهایشان با یکدیگر. نه اینکه مُشتی دیالوگِ بی حسّ و مصرف، یکباره در دهان آدمک ها بگذارند تا مسئولیت ظرافت های دراماتیک از دوشِ خالقان فیلم برداشته شود.

تکرار و باز هم تکرار:

«گُشتاسپ: زبانم لال، ریختن خونِ شاهِ انشان [کوروش] نیز آخرین کردار پلید آستیاگ نخواهد بود» و درست بعدش: «اوتانا: او جز با نوشیدن خون سیراب نمی شود. رفتن شاه انشان به ماد، همانا و ریختن خونش همان…» (ص ۱۰۷)

نمونه گفتارهای بد دیگر:

«آستیاگ [شاه ماد] : هارپاگ!

هارپاگ [فرمانده کل ارتش ماد] : خدایگان!

آستیاگ: پیام این جوان نورَس [کوروش] را خواندی؟

هارپاگ: نخواندم، چرا که ویژه ی خدایگان گیتی فرستاده شده بود.» (ص ۱۰۸)

یا در ص ۱۱۵: «کوروش: هان؟ چه خبر سهراب؟»

به واقع همین چند خط، گویاست که این فیلمنامه حتی از پایه ای ترین اصول گفتگونویسی نیز بی بهره است. در یک رجوع ساده به کتابی نظیر «راهنمای نگارش گفتگو» اثر ویلیام نوبل نیز می توان دریافت که دیالوگ باید پیش بَرَنده، غیرمستقیم، غیرمُحاوره، حس انگیز، با کمترین تکرارِ واژگان دو سو، روایتگر بخشی از داستان و… باشد.

حرف های بی رمق و طولانی، همچنان دست از سر مخاطب برنمی دارد: (دیالوگ ۱۸ خطی کوروش ص ۱۱۲) و همچنین در صحنه حسّاسی مثل جنگ پارس و ماد، بین کوروش و سهراب و رستم چیزی جز حرف اضافه نمی شنویم (ص ۱۱۶).۴

کاراکترهای زن در این فیلمنامه، فقط حرف می زنند و اغلب هم شعارهای حق علیه باطل می دهند! (ص ۱۳۲)

باز هم حرف بهجای تصویر:

«اوتانا: هِه… نگاه کنید چه هراس زده، آتش می افروزند… این کردار نابخردانه ی دشمن، کار ما را ساده تر می کند. از این پس، آتش بر تیرها نیفروزید، تا جایتان پیدا نگردد. به آن ها که در روشنی آتش هستند نزدیک شوید… هر چند کوتاه هم، در یک جا نایستید. چون عقاب، تند و تیز چنگال بر تنشان فرو برید و پیش از آنکه دیده شوید، بازگردید» (ص ۱۱۵). واقعاً چرا باید این همه واقعه را بشنویم!؟ آیا نویسنده نمی توانست طوری این وقایع را بنویسد که بجای گفتن، نمایانده شوند؟

نمونه دیگر:

«گُشتاسپ: بشتابید یاران، تا اوتانا و کمانداران، دشمن را سرگرم کرده اند باید از دژ دور شویم…» (ص ۱۱۷)

خیلی ساده است که باید اینها را در تصاویری جانانه دید، بجای آنکه یکی در آن هنگامه، این چنین – گویی بر صحنه تئاتر – سخن سرایی کند.

کتابی نویسی به جای دیالوگ تاریخی؛ به طور مثال: «آستیاگ: دود که نبودند به هوا روند… بیشتر بکاوید.

مثلاً اگر می نوشت: «بیشتر بگردید!» یا اصلاً با یک اکتِ خشن و نگاهِ مرگبار، آن را به سربازانش نشان می داد، غیرتاریخی بود و حالا با این واژه ی تصنّعی، تاریخی شده!؟

اشتباهاتِ تاریخی و اشکالات جغرافیایی:

«پادشاه آشور با سوارانش به بهانه شکار، از مرز گذشته!» و همینطور در ادامه: نبرد با لشکر آشور! (ص ۳۳ تا ۳۸) حال آنکه در این زمان، اصلاً پادشاهی آشور وجود نداشته است! ۵ در صفحه ۶۵ فیلمنامه همچنان از «پادشاه آشور که شرابش خون انسان است» سخن گفته می شود اما امپراتوری آشوری ها، یک سده پیش از این، بدست مادها و بابلی ها از بین رفته بود و این نشان از عدم پژوهش صحیح برای این فیلمنامه دارد که امپراتوری آشور را که در زمان کوروش وجود نداشته، دارنده ی شاه خونخواری معرفی می کند!

ارسال پیکِ شاه آشور (که چنانکه گفته آمد، اصلاً در این دوران وجود نداشته) برای کمک خواستن از شاه هند! (ص ۷۶)

کدام خون برای کدام خدای مُغان؟

دیالوگِ مُغ بزرگ: «خونی برای خشنودی خدایان»! (ص ۹۴)

نه به آن همه مناسک پردازیِ بی دلیل از مراسم موبدان و نه به این دست تحریف های تاریخی که پیدا نیست از کدام منبع برآمده اند!؟ (ص ۶۰) به واقع، دعاخوانی های موبد موبدان یا خود او چه نقشی در روایت این فیلمنامه بازی می کنند؟ آیا در نمونه های مشابه تاریخی در چین و آمریکا و… هم شاهد چنین صحنه های لبالب شعاری از مناسک کهن، آن هم بدون پیشرفتِ داستانی جذاب هستیم!؟ ۶

دیالوگِ سروشِ معمار: «دو ردیف گاوهای بالدار سنگی در دو خط چون پاسداران در دو سوی این راه ساخته خواهد شد… این دو گونه که سر انسان دارند، بر دروازه ی بوستان خواهند ایستاد.» (ص ۱۰۲) حال آنکه پُر واضح است که این شیردال ها نام داشته اند و در آن روزگار، کسی آن نقش های وَرجاوَند و مقدّس یا برخی را که در نقطه ی مقابل و اهریمنی بوده اند، اینگونه توضیح نمی داده است! در پهلوی نام این موجوداتِ بالدار بَشکوچ بود و در ایلام باستان، لمسّو و کریبتو و… خوانده می شدند و بنابراین در خور یک معمار سلطنتی نیست که در آن دوران، آنها را اینگونه شرح دهد!

سرانجام و ناگهان، شاهِ آشور که البته وجودش از اساس، غیرتاریخی و غلط بود، غیب می شود و جای خود را به شاهان بابل و لیدی می سپارد. (ص ۱۱۰)

فاصله های مکانی «بین ماد و پارس» را کوتاه دیدن (ص ۲۴).

اشاره کوروش به کوه البرز (ص ۱۱۲)، آیا اگر به کوه دِنا یا کوهی دیگر در پارس که زادگاه اوست اشاره می کرد، بهتر و منطقی تر نبود؟

واژه مبهمِ «رزمگاه» در تیتر یک سکانس، گویا نیست. در یک فیلمنامهتاریخی باید روشن باشد که مکان این نبرد کجاست تا بتوان اقلیم آن را به درستی به تصویر کشید. (ص ۱۲۶)

روابط ساده انگارانه، گره گشایی های آبکی:

«پیکی به اکباتان روان کن تا همراهِ سپاه بازگردد.» (ص ۳۴) و به همین آسانی، جنگ مغلوبه می شود!

اکشنِ بی رمق و بی دلیلی که درام را پیش نمی برد: بطور مثال نبرد کوروش با آشوری ها (ص ۳۶).

ملاقاتِ بی رمق بین کوروش و آستیاگ (ص ۷۶).

در مواقع حسّاس نظیر یک نبرد، شخصیت ها با هم به رمز نامه می نویسند و حس و حالی مرموز و گیرا به داستان می دهند نه اینکه در شرایط جنگی، طوری نامه پراکنی کنند که انگار برای نامزدشان کاغذ فرستاده اند!

حال ببینید که هارپاگ، فرمانده ی کل ارتش ماد در بزنگاهی که می خواهد به آستیاگ شاه ماد خیانت کند و به کوروش جوان بپیوندد، در نامه ی پیشاپیش خود چه می نویسد: «آستیاگِ ستمکار، سپاهی آراسته تا خونِ راستانِ نیک پندارِ ماد و پارس را بر زمین جاری سازد. بدان که من و همپندارانم در روز کارزار، به تو خواهیم پیوست. هر چند آغازگر این کارزارِ شوم، آستیاگ پلیدکردار است اما فرجامِ پیروزی از آنِ توست.» (ص ۱۰۵)

به راستی وقتی یک فرمانده می خواهد به ولی نعمتش – هر چند از او متنفر باشد – خیانت کند، چنین نامه مهمی را که ممکن است سرش را به خاطر آن از دست بدهد، اینگونه به شاه سپاه مقابل می نویسد!؟ نامه ای که در فیلمنامه، توسط کاساندان همسر کوروش برایش خوانده می شود و این یعنی که جز شخص کوروش، عده دیگری نیز – نظیر ژوبینِ قاصد که چندان هم از کارهای امنیتی و حسّاس باخبر نیست و کوروش دو خط بالاتر دعوایش می کند که باید بیشتر مراقب باشد! – از متن و ارسال آن باخبرند!

همین دست ساده انگاری هاست که سبب می شود، متن این فیلمنامه، از اساس جدی به نظر نرسد.

شجاعتِ ورود به یک موضوع، به تنهایی کافی نیست؛ باید پژوهش هم ژرف باشد و جهانِ داستانِ مورد نظر نیز ملموسِ قلمِ نگارنده اش. نمی شود همین طور با استفاده از چند منبع محدود که در اینجا احتمالاً بیشتر منابع یونانی بوده اند، وارد موضوعی شد که تا به این اندازه حسّاس است، خواهندگان و جویندگان و عاشقانِ بسیار دارد و از طرفی، دشمنان و کینه توزانی پُر شمار.

در این صورت، ساخت یک فیلم اشتباه و بی جذابیت درباره ی کوروش، نه تنها دردی را دوا نخواهد کرد، بلکه بر دردهای فرهنگی و مجادلات نیز خواهد افزود.

در این بین اما من شگفت زده ی اظهارنظر برخی نامداران هستم درباره ی این فیلمنامه که در رسانه ها نیز با تبلیغات کافی منتشر شده اند:

جناب پروفسور سید «حسن امین» گفته اند: «بسیار احساس مباهات و افتخار می‌کنم که کتاب بسیار ارزنده «کوروش کبیر» نوشته «مسعود جعفری جوزانی» این کارگردان مؤثر و تأثیرگذار را خواندم و قصد داشتم که منحصراً راجع به نقد و نظر در اینجا سخن بگویم و چون زمان کوتاه است فقط به دو نکته اشاره می‌کنم؛ یکی اینکه ادبیات داستانی در ایران، پیشینه بسیار سنگینی دارد و هر چند که فیلمنامه نویسی به این معنا جدید است اما ادبیات داستانی ما سابقه زیادی دارد و اگر کتاب «کوروش کبیر» یکی از بهترین آثاری است که به عقیده من به عنوان کتاب فیلمنامه تاریخی نوشته شده است یک پشتوانه عظیمی از دوران اشکانیان [!؟] و هخامنشیان تا به امروز دارد. دوم اینکه افلاطون ادبیات هنر نمایش و ادبیات داستانی را به دو بخش تقسیم می‌کند که قسمتی از آن محاکات است و این همان بخشی که استاد جعفری جوزانی عزیز آن را در این کتاب انجام داده‌اند.» [!؟] (پرشین وی – ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ – به نقل از خبر آنلاین)

نخست اینکه بنده چند بار این نقل قولها را خواندم و نفهمیدم که ایشان دقیقاً منظورشان از این حرف ها چیست؟ و دیگر آنکه به واقع تا چه اندازه می توان هنر و حقیقت و نقدِ درست و هویت ملی و ارزش های راستین انسانی را قربانی غلوّ و اغراق کرد و به این آسانی، واژگانِ بی زبان را هزینه نمود تا یک متنِ کم مایه از نظر هنری و فرهنگی و تاریخی را بیهوده بر جایگاهی بالا نشاند!؟

همچنین جناب داریوش ارجمند گفته اند: «خوشحالیم که آقای جوزانی همت کرده تا این دُردانه تاریخ ما را به تصویر بکشد، کسی‌ که در قرآن هم از او یاد شده است. مخصوصاً اینکه باید بدانیم این پروژه به اندازه بزرگی این کشور و خود کورش سرمایه نیاز دارد، هرچند می‌دانم که تا اینجا آقای جوزانی هرچه داشته، داده است.»

شعار دادن درباره ی یک شخصیت مهم تاریخی، در حالی که متن موجود و پیش رو، کمترین ارزش ادبی و هنری را دارد، چه تغییری در اصل ماجرا خواهد داد؟ فردا که این فیلم با بُن مایه ی چنین متن ضعیفی ساخته شود، چطور می توانید در برابر تاریخ و هنر، سر بردارید و از این دست تمجیدهای بی اساس خود دفاع کنید!؟

جناب دکتر اکبر عالمی [استاد پیشکسوت سینما] نیز در سخنانی بیان کردند: «مسعود جعفری جوزانی، ‌هم سینمای ایران را می‌شناسند،  هم سینمای جهان را خوب می‌شناسد،  هم روانشناسی نمایشی را خوب می‌داند و ارزش دیالوگ نویسی و خط، حجم‌ را می‌شناسد. ‌ قرار نیست کورش را طوری بزرگ کند که بقیه جهان تحقیر شوند و من در روانشناسی تصویر، به شما قول می‌دهم که جعفری جوزانی فیلمی بسازد که در جهان احساس سرافرازی کنیم». (ایسنا – ۱ خرداد ۱۳۹۶ – کد خبر: ۹۶۰۳۰۱۰۰۷۳۸)

بالاتر در یک بررسی اجمالی دیدیم که این تعریف ها در عمل، چقدر پایه و مایه دارند و خود متن فیلمنامه، به ما نشان می دهد که آقای عالمی تا چه اندازه، از واژه ها به درستی بهره برده و قول نیز داده اند! به ایشان باید یادآوری کرد که خیر؛ با چنین متنی، «جهانی» که هیچ، حتی یک «فیلم ساده ی جذاب بومی» نیز نمی توان بنیان نهاد.

اما آیا این عزیزانِ نامدار، براستی متن فیلمنامه ی «کوروش کبیر» جناب جوزانی را فارغ از حاشیه ها، یک بار با تمرکز از ابتدا تا انتها خوانده اند؟

اگر بله، که وا عجبا… و اگر خیر، که وا اسفا!

دکتر «اردشیر خورشیدیان» رئیس انجمن موبدان ایران نیز گفته اند: «همه جهانیان از هر دین، مذهب، فرهنگ و زبانی که باشند آثار هنرمندان را می‌توانند درک کنند و کار شما هنرمندان بسیار بزرگ و ارزشمند است مخصوصاً کار آقای «مسعود جعفری جوزانی» که چند فیلم از ساخته‌های ایشان را دیده‌ام و در اینجا از ایشان تشکر می‌کنم. امیدوارم که همگی کمک کنیم آقای جوزانی بتوانند ایده‌هایشان را بر روی این پروژه پیاده بکنند و اثر ماندگار دیگری بسازند.» (خبرگزاری شبستان – ۲/۳/۹۶ – شناسه خبر: ۶۳۰۸۸۷)

با همه این تمجیدهای بی مطالعه و اغراق آمیز درباره فیلمنامه  «کوروش کبیرِ» جوزانی، این فیلمنامه از ریز تا درشت به شدت نیازمند بازنویسی از بُن تا برون است، نه پژوهش درستی دارد، نه نگارش نیرومند و جذابی و به همین دلیل به هیچ وجه ارزش تبدیل شدن به نخستین فیلم ایرانیِ کوروش بزرگ را ندارد، آنچنان که شاید دقیق تر باشد بگوییم این فیلمنامه اگر ساخته شود، به بزرگ ترین فاجعه سینمای تاریخی قرن در این سرزمین تبدیل خواهد شد.

البته در کشوری که فیلم «محمد رسول الله» نیز در قسمت یکمِ سه گانه ی مجید مجیدی با آن همه هزینه و تبلیغاتش، نه زیبا در آمد، نه فروخت و نه بیاد ماندنی شد، لابد برای عده ای هم مهم نیست که همین بلا بر سر یک وِرژن از کوروش بزرگ نیز بیاید!

اما بنده همچنان امیدوارم که عزیزانِ دست اندرکارِ این فیلمنامه، پیش از آنکه کار از کار بگذرد و مرحله ی پیش تولید و تولید آغاز شود، به ترمیمِ اساسی این فیلمنامه – بخوانید از نوپژوهی و از نونویسی آن – پردازند تا بنیانِ این کار ملی، بر متنی پولادین و نیرومند قرار گیرد و انرژی مطلوبش نیز به باقی مراحل فیلم تسرّی پیدا کند.

با بهترین آرزوها

آرمان آرین

23 – 26 اردیبهشت 1397

پی نوشت: 

۱. این پایان نامه در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، در نشر موج، به نام «نگاره های اهورایی» منتشر شده و همینک چاپ دوم آن در دسترس مخاطبان است.

۲. اشاره خوبِ بی شعار به «سه کله سه پوزه شش چشم» (ص ۱۰۴) که آژی دهاک و ضحاک را با آستیاگ شاه ماد، پیوند ذهنی می بخشند. یا این دیالوگِ آستیاگ: «بروید گاوی قربانی میترا کنید، باشد که جهش خونش مرا از این رنج جانگداز رهایی بخشد.» (ص ۹۸) و یا استفاده از عبارتِ «عوعوی چند ماده سگ» (ص ۱۲۵) که نشاندهنده ی هوشیاری و حسّاسیتِ نویسنده ی محترم، بر اسمِ صوتِ سگان بجای اسم صوت های جعلی است [در تفصیلِ این موضوع، می توانید به مقاله ی این قلم به نام «تحریف نژادی واژگان، حتی تا بانگ سگان» رجوع بفرمایید].

۳. لطفاً نگاهی بیندازید به پرداختِ شخصیت ویلیام والاس در شجاع دلِ مل گیبسون ۱۹۹۵.

۴.  به طور مثال با صحنه مشابه نبرد اسکندر با داریوش سوم در فیلم «الکساندر» الیور استون مقایسه شود!

۵.امپراتوری آشور در سال ۶۱۲ پیش از میلاد (قرن ۷ پ م) مغلوب مادها  و بابلیان شد و از صحنه ی روزگار محو گردید. کوروش بزرگ اما متعلق به قرن بعدی است و مطابق با تاریخ دقیق فتح بابل در سال ۵۳۹ پ م، اگر در آن زمان ۵۰ ساله نیز فرض شود، زادروزش به حوالی ۵۸۹ پ م می رسد که در برخی منابع، تا ۶۰۰ پ م نیز عقب برده شده است. در هر حال، ایام نوجوانی و جوانی او در این فیلمنامه باید حوالی ۵۹۰ تا ۵۷۰ پ م فرض شود که در هر حال نزدیک به نیم سده، از نابودی حکومت آشور می گذرد.

۶. به طور مثال وقتی در فیلم «آپوکالیپتو» اثر درخشان مل گیبسون، مناسک سرخپوستان کهن، پیش از ورود اروپاییان به آمریکا را می بینیم، عین به عین، همه شخصیت ها و جزئیات مناسک، در داستان و سرانجامِ شخصیت ها نقش دارند. هیچ چیز بیهوده نیست و هر چیز در جای خود، به درستی کارش را می کند.



بندگان مومن و خداجو در ماه مبارک رمضان شایسته است تا این فرصت را غنیمت شمرده و سعی کنند تا از برکات فراوان این ماه بهره‌ بیشتری ببرند. به مناسبت این ماه مبارک همراه با شما در هر روز از ماه رمضان دعای مخصوص آن روز را با هم می‌خوانیم. در دعای روز ششم ماه رمضان از خداوند می خواهیم ما را با نافرمانیش خوار نکند و از انگیزه های خشم خود کنار کشد. آمین

دعای روز ششم ماه رمضان

 

دعای روز ششم ماه رمضان

دعای روز ششم ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّـهُمَّ لا تَخْذُلْنى فیهِ لِتَعَرُّضِ خدایا در این ماه به خاطر دست زدن به نافرمانیت مَعْصِیَتِکَ، وَلاتَضْرِبْنى بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ، وَزَحْزِحْنى
فیهِ مِنْ مُوجِباتِ خوارم مساز و تازیانه هاى عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت سَخَطِکَ، بِمَنِّکَ وَاَیادیکَ،
یا مُنْتَهى رَغْبَهِ الرّاغِبینَ بدان نعمت بخشى و الطافى که نسبت به بندگان دارى دورم بدار اى آخرین حد اشتیاق
مشتاقان

 

شرح فرازهای دعا

«اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنی فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ»

هر انسانی هنگامی که معصیت پروردگار خویش را می‌نماید یقیناً با اصرار بر آن معصیت، روزی، خوار و ذلیل خواهد شد
چرا که معصیت نمودن ذات اقدس الهی، به جنگ برخاستن با اوست. به طوری که خداوند امر به عملی می‌نماید
و در مقابل بنده‌ای از آن سرپیچی می‌نماید که در آن هنگام است که آن بنده در مقابل قدرت پروردگار عالمیان خوار و ذلیل خواهد شد..

عفو بندگان به علت رئوفیت و رحمانیت خداوند

اما آن رئوفیت و رحمانیت خداوند است که از بندگان خویش به سرعت راضی گشته
و آن‌ها را عفو می‌نماید به طوری که در دعای ابوحمزه ثمالی می‌خوانیم که ”انت الهی وسع فضلا
و اعظم حلما من ان تقایسنی بفعلی و خطیئتی و فالعفو، العفو، العفو”‌ ”(خدایا) تویی معبود من، فضل
تو گسترده‌تر و حلم تو بزرگ‌تر از آن است که مرا با عمل و خطایم بسنجی پس (از تو طلب عفو و بخشش دارم)
مرا ببخش، مرا ببخش، مرا ببخش”‌ پس در این روز ما هم از خداوند می‌خواهیم که ما را به واسطه
گناهانی که در هر لحظه از عمرمان انجام می‌دهیم خوار و ذلیلمان ننماید و گناهان ما را بیامرزد.”‌

اهل گناه ولو اگر تحصیلات عالی رتبه دانشگاهی هم داشته باشد و لباس‌های فاخر به تن کند،
باز هم خوار است. اما بندگی خدا را کردن باعث می‌شود تا محبت آن شخص به مقدار بسیار زیادی در دل دیگران باشد.

: قرآن می‌گوید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»‌ یعنی هر
که ایمان بیاورد و عمل صالح بکند، ما هم دوستی‌اش را در دل مردم می‌افکنیم. مردم اهل عمل را دوست دارند.

تازیانه عذاب، نتیجه گناه انسان است

«وَلاتَضْرِبْنی بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ»

دعای روز ششم ماه رمضان

چه زمانی قهر خداوند انسان را می‌گیرد؟

خداوند بالاتر از آن است که ما بخواهیم در مورد صفات او صحبتی کنیم اما این را باید بدانیم
هنگامی انسان مورد قهر الهی قرار می‌گیرد که دائماً به سرپیچی از دستورات الهی پرداخته
و معصیت او را انجام دهد و ما این را باید در نظر داشته باشیم که خداوند هیچ نیازی به اطاعت
و فرمان برداری بندگانش ندارد چرا که او بی نیازترین بی نیازان است ”الله الصمد”‌  ”خداوند بی نیاز است”‌
و قهر الهی برای این است که انسان خود را شناخته و به سیر کمالات و خودسازی بپردازد تا به درجات عالی انسانی برسد
چرا که اگر انسان رها گذاشته می‌شد تا به هر کاری که می‌خواست دست زند،
آنگاه بود که دیگر هیچ انسانی با انسانیت
در روی زمین زندگی نمی‌کرد.

شرح فرازهای دعای روز ششم ماه رمضان

”ولولا فضل امه علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین”‌ ”واگر فضل و رحمت
خداوند شامل حال شما نبود هر آینه از زیان کاران بودید”‌ و نباید این را فراموش کنیم که خداوند،
ما را برای اینکه نافرمانی او را کنیم نیافریده است بلکه ”وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون”‌ ”
و ما خلق نکردیم جن و انس را مگر ما را به یکتایی پرسش کنند”‌ پس انسان جاهل و نادان چگونه
از پروردگار خویش که بر مصلحت تمام بندگانش آگاه است سرپیچی نموده و به معصیت او مشغول
می‌گردد، پس در این روز ما از خداوند می‌خواهیم که ما را جزء کسانی که قهر او بر آنان واجب
گشته، قرار ندهد یعنی ما را از اطاعت کنندگان و فرمان برداران دستوراتش قرار دهد نه از نافرمانان و سرپیچی کنندگان…

الان این گرفتاری‌هایی که گریبان عالم بشریت را فراگرفته است
هر روز خبر از آمدن سیل و طوفان است ، همه تازیانه عذاب است.

«وَزَحْزِحْنی فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ

خدایا من را از موجبات سخطت دور گردان، چیزهایی که موجب سخط توست. روایتی است
که برخی گناهان خدا را به غضب می‌آورد و آنگاه خدا قسم می‌خورد که به عزت و جلال خودم دیگر تو را آمرزش نمی‌کنم.

حدیث هست که هفتاد گناه جاهل را می‌آمرزند قبل از آنکه یک گناه عالم را بیامرزند.

در سوره حمد می‌خوانیم: اهدنا الصراط المستقیم ”(خدایا) ما را به راه راست هدایت نما،
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولضالین”‌ ”راه کسانی که بر آنان انعام فرموده‌ای نه راه کسانی که بر آنان غضب نموده‌ای و نه گمراهان”‌

باشگاه خبرنگاران جوان و تبیان




به گزارش خبرنگار استدیو، انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «مرگ آشنایی» نوشته «مجتبی‌اعتماد نیا» را که پژوهشی است درباب چیستی و ابعاد مختلف تجربه‌های نزدیک به مرگ را منتشر کرد.

این کتاب حاصل پژوهشی است که سعی دارد به این مساله بپردازد که تجربه نزدیک به مرگ چیست و آیا این تجربه از الگویی ثابت پیروی می‌کند و یا اینکه محتوای آن متاثر از ویژگی‌های شخصیتی، تحصیلی، شغلی، نژادی و… و. است

از سوی دیگر مولف در پژوهش خود سعی کرده است تا از وجود هسته‌ای مشترک در تجربه‌های نزدیک به مرگ در ادوار و فرهنگ‌های مختلف سخن گفته و به بیان این مساله نیز بپردازد که این تجربه ماهیتی ذهنی دارد و یا ناظر به واقعیت‌هایی عینی و آیا می‌توان این گونه تجربه‌ها را برهانی دال بر حیات پس از مرگ به شمار آورد.

کتاب در فصل نخست از خود به بررسی چیستی تجربه نزدیک به مزگ صحبت می‌کند و با بیان تاریخچه و مختصات آن  به معرفی انواع این تجربه نیز می‌پردازد. در ادامه و پس از بررسی تاثیرات این تجربه در زندگی تجربه‌گران آن،   به بررسی تجربه نزدیک به مرگ در ادوار گذشته پرداخته و بررسی عوامل تاثیرگذار در وقوع و منظره‌آمیزی تجربههای نزدیک به مرگ را مورد کنکاش قرار می‌دهد.

در فصل دوم کتاب  بررسی نقادانه تبیین‌های مختلف تجربه نزدیک به مرگ مورد توجه قرار گرفته است و از این منظر تبیین‌های فرا طبیعت‌گرایانه، طبیعت گرایانه، فیزیولوژیکی،   کوانتومی و…در این زمینه مورد بررسی و توجه قرار گرفته است.

در فصل سوم کتاب نیز رهیافت‌ تجربه‌های نزدیک به مرگ در اثبات حیات پس از مرگ و نظر ادیان مختلف در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است. بخش پایانی و قابل توجه این کتاب نیز به ارائه ۹ گزارش از تجربه‌کنندگان ایرانی این اتفاق پرداخته است که در نوع خود قابل توجه است.

انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب را در ۳۹۰ صفحه با قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر کرده است.



آفت بیماری دردناکی است که بیشتر در ناحیه دهان و لب ایجاد می شود ولی گاهی در ناحیه دستگاه تناسلی نیز ممکن است روی دهد. در این بخش می خواهیم درمورد آفت دهان و روش های درمان آن و اینکه چه تفاوتی با تبخال دارد با شما صحبت کنیم .

آفت دهان

خیر، آفت با تبخال یکی نیست، آفت درون دهان است و مسری نیست.
تبخال ویروسی است و اغلب در اطراف لب‌ها و خارج از دهان مشاهده می‌شود و به دلیل ماهیت ویروسی‌اش، بسیار
مسری است.

آفت دهان

راه های پیشگیری از آفت دهان

اگر به طور مکرر به آفت دهان مبتلا می‌شویم چه باید بکنیم؟
ابتلای مکرر به آفت دهان ممکن است عوارض استفاده از یک داروی خاص یا نشانه‌ی بیماری دیگر باشد.
در این موارد بهتر است به پزشک یا دندان‌پزشک مراجعه کنید.

البته ممکن است آفت دهانی زمینه‌ی ژنتیکی داشته باشد.
اما بعضی از بیماری‌هایی که بر سیستم ایمنی اثر می‌گذارند مانند لوپوس، بیماری‌های مزمن، بیماری سلیاک، ایدز نیز ممکن است
سبب آفت دهانی مکرر شوند.
البته تشخیص همه‌ی این موارد به عهده پزشک است.

دلیل ابتلا به آفت دهان

در بیشتر موارد دلایل ابتلا به آفت دهان دقیقاً مشخص نمی‌شود، عوامل چندگانه‌ای ممکن است سبب بروز آفت دهان شوند.
بعضی از آنها عبارتند از:

• خراشیدگی در مخاط دهانی.
این خراشیدگی ها ممکن است در اثر مسواک زدن، کار دندانپزشکی یا تصادف بوجود بیاید.

• رژیم غذایی که کمبود ویتامین B12، روی ، اسید فولیک و آهن دارد.

• خمیردندان‌هایی که دارای سدیم لوریل سولفات هستند.

• حساسیت به بعضی از باکتری‌های درون دهان

• هورمون‌ها

• استرس

• سیگار کشیدن

• اشکالات سیستم ایمنی بدن

هنگام ابتلا به آفت دهان از چه غذاهایی پرهیز کنیم؟
از خوردن غذاهای پرادویه و تند پرهیز کنید.
غذاهای ترش نیز زخم‌های آفت را تحریک می‌کنند.

بهبود آفت دهان با این خوراکی ها

ماست : ماست زیاد بخورید.
ماست نه تنها به بهبود آفت کمک می‌کندد بلکه از پیشرفت آن نیز جلوگیری می‌کند.
البته باید دقت کنید که ماست از نوع شیرین‌شده نباشد (حاوی شکر نباشد).

عصاره‌ی آلوورا : به عنوان دهان شویه می‌توانید از آن استفاده کنید.

دارچین : مقداری دارچین را در آب حل کنید و به عنوان دهان‌شویه استفاده کنید.
تقریبا ۵ دقیقه آن را در دهان نگه دارید.

عسل : زخم‌های آفت را با کمی عسل بپوشانید و بگذارید بماند.
عسل یکی از مفیدترین درمانهای خانگی برای زخم‌های دهان است.
البته طبیعی بودن عسل بسیار مهم است.

گوجه فرنگی و انبه : میزان مصرف گوجه فرنگی و انبه‌ی تازه را افزایش دهید.
این دو میوه به بهبود زخم‌ها کمک می‌کنند.

سیر : سیر دارای مواد ضدباکتری است، همچنین مقادیر زیاد سلنیوم در آن به تقویت سیستم ایمنی کمک می‌کند.
البته قبل از استفاده از سیر بهتر است با پزشک مشورت کنید.

بدنیست بدانید در چه کسانی احتمال ابتلا به آفت بیشتر است

آفت دهان

راه های درمان آفت دهان

هر فردی ممکن است دچار آفت شود، ۲۰ درصد از جمعیت جهان، یک بار یا بیشتر دچار آف دهان می شوند. علت آفت دهان معمولا در دوران کودکی و یا کهنسالی روی می دهد و بیشتر در زنان دیده می شود. جالب است بدانید که اگرچه دود سیگار بسیاری از مشکلات پوستی و دهانی را بدتر می کند اما ممکن است، از دهان در برابر آفت ها محافظت کند.

زخم های دهانی یا آفت دهان انواع و دلایل مختلفی دارند. علت آفت دهان هنوز شناخته نشده اما از متداول ترین زخم هاست که طی دوره زمانی تکرار می شود. این آفت ها معمولا بدون هیچ درمانی ۱۰ الی ۱۴ روز طول می کشد تا بهبود یابد. شست و شوی دهانو برخی داروها درد شما را تسکین می دهند و به زخم شما کمک می کند تا سریعتر بهبود یابد.

روغن نارگیل درمان طبیعی برای آفت و زخم دهان است چون ترکیبات ضد میکروبی دارد

انواع آفت دهان

علت آفت دهان زخم های کوچکی است یکی از این آفت ها، آفت دهان کوچک (مینور) است که رایج ترین نوع آفت است به طوری که در هر ۱۰ نفر از مبتلایان به آفت ۸ نفر دچار این نوع زخم هستند. این زخم ها کوچک، دایره ای شکل و بیضوی هستند و کمتر از ۱۰ میلی متر طول دارد. آفت های مینور، رنگی متمایل به زرد دارند اما ناحیه اطراف آفت متورم و قرمز رنگ است.

در ناحیه آفت فقط یک آفت ممکن است پیشرفته شود، اما به طور همزمان نهایت پنج آفت در دهان روی می دهد. علت آفت دهان هرچه باشد بین ۷ تا ۱۰ روز طول می کشد تا درمان شود و اثری از خود باقی نگذارد. این آفت های دهانی معمولا دردناک نیستند.

در آفت ماژور از هر ۱۰ مورد مبتلا به آفت یک مورد به آفت ماژور مبتلا می شوند. این بافت ها به ۱۰ میلی متر قطر و بعضا بیشتر می شوند. معمولا فقط یک یا دو آفت در لحظه ظاهر می شود. هر زخم دهانی بین ۲ هفته تا چندین ماه زمان می برد تا درمان شود اما پس از درمان از خود اثری باقی می گذارد. این زخم ها ممکن است دردناک باشد و در جویدن غذا مشکل ساز شود.

زخم ویروس هرپس (تبخال) در هر ۱۰ مورد، یک مورد مبتلا به این نوع آفت هستند، این نوع آفت ها به سرهای نوک سوزنی معروف هستند و ۱ الی ۲ میلی متر طول دارند. ممکن است چندین آفت همزمان در دهان رخ دهد و حتی ممکن است تعدادی از این آفت ها به یکدیگر متصل شده و شکلی نامنظم به خود بگیرند. این نوع آفت های هرپس بین یک هفته الی دو ماه طول می کشد. برخلاف نامی که دارند این نوع آفت ها ارتباطی با تبخال ندارند.

گروه ترجمه پارسی طب و نبض ما


این مطلب از سایت موزیک پارس رپورتاژ شده است و شما در صورت تمایل

می توانید، جدیدترین آهنگهای ایرانی را با لینک مستقیم از وب سایت

موزیک پارس دریافت کنید. دانلود آهنگ جدید ایرانی همراه با متن آهنگ

در وب سایت موزیک پارس.

دانلود آهنگ جدید پیمان زارعی به نام مثل نفس از رسانه موزیک پارس

» آهنگ و تنظیم کننده : – | ترانه سرا : – «

با دو کیفیت ۱۲۸ & 320 با لینک مستقیم ، همراه متن آهنگ + پخش آنلاین

Download New Music Peyman Zarei Called Mesle Nafas

آهنگ مثل نفس پیمان زارعی بزودی.. + متن آهنگ

دانلود آهنگ جدید پیمان زارعی مثل نفس

آهنگ مثل نفس با صدای پیمان زارعی بزودی + تکست آهنگ

بزودی

.

.

.

دانلود آهنگ مثل نفس پیمان زارعی

بزودی

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

مروری بر شعر و آهنگ مگه میشه با صدای پیمان زارعی:

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

برای دانلود فول آلبوم و آهنگ جدید پیمان زارعی کلیک کنید

آهنگ مثل نفس




برای دانلود آهنگ جدید کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید پیمان زارعی مثل نفس




همایون امیرزاده مشاور اجرایی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس هیئت رسیدگی به تخلفات سی و یکین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در گفتگو با خبرنگار استدیو، با اشاره به مشکلاتی که آئین‌نامه این هیئت در اجرا با آن مواجه می‌شود، از برگزاری نخستین جلسه همفکری برای اصلاح این نواقص خبر داد.

وی گفت: هدف از تشکیل این جلسه، بررسی نقائص موجود در آئین‌نامه رسیدگی به تخلفات ناشران و همچنین استخراج و ارائه راهکارهایی برای ایجاد وحدت رویه در برخورد با تخلفات این حوزه است.

به گفته این مقام مسئول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جلسه مذکور ساعت ۱۴ فردا سه‌شنبه ۱ خرداد با حضور اعضای کارگروه تدوین آئین‌نامه‌های رسیدگی به تخلفات ناشران و همچنین اعضای هر دو هیئت بدوی و تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات ناشران برگزار می‌شود.

امیرزاده تاکید کرد: ما با برگزار این قبیل جلسات، می‌خواهیم علل بروز برخی تخلفات پرتکرار در نمایشگاه کتاب تهران را دریابیم و راه‌های پیشگیری از آنها را هم ارائه کنیم.

یادآوری می‌شود، در سی و یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، هیئت رسیدگی به تخلفات این نمایشگاه با بررسی ۳۷۱ گزارش واصله از ناظران خود در بخش‌های مختلف، مبادرت به صدور ۲۴۱ رای برای ناشران متخلف کرد که بر اساس آنها، ۹۵ ناشر از حضور در سی‌ و دومین نمایشگاه کتاب تهران (۱۳۹۸) محروم شدند.

به گفته امیرزاده، هیئت یادشده در ۹ روز اول نمایشگاه امسال ۲۰ جلسه برگزار کرده است. وی البته اذعان می‌کند که «مسائلی که به عنوان تخلف در نمایشگاه کتاب صورت می‌گیرد، بستری غیر از خود نمایشگاه دارد و در واقع، سرریز مسائل و مشکلات موجود در حوزه نشر است».

پرتکرارترین تخلف در این دوره از نمایشگاه کتاب تهران و دوره‌های گذشته، ارائه و فروش کتاب‌های سایر ناشران و در مرحله بعد نقد کردن بن کتاب بوده است؛ این در حالی است که به گفته امیرزاده، حدود ۹۰ درصد از کسانی که به عنوان ناظر با کارگروه‌های مختلف هیات رسیدگی به تخلفات ناشران فعالیت می‌کنند، از اعضای صنف نشر هستند.

البته بنا بر اعلام رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران، مسیر تجدیدنظر خواهی برای ناشرانی که رای محکومیت برای آنها صادر شده است، باز است و هیات تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات ناشران، به شکایت و اعتراضات واصله رسیدگی خواهد کرد.



بدون هیچ گونه اغراقی آرسن ونگر تنها امپراطور باقیمانده در فوتبال و لیگ جزیره بود . امپراتوری که گاهی مانند سال ۲۰۰۳ نتایج فوق العاده ای را رقم زد و گاهی هم مانند نتایج چند سال اخیر افول امپراتوری اش را شاهد بودیم. در ادامه با آرسن ونگر و زندگی فوتبالی اش بیشتر آشنا شویم.

آرسن ونگر

سرعت تغییرات در دنیای فوتبال آن قدر سریع است که بعید است هیچ سرمربی بتواند بیش از یک دهه در باشگاهی دوام بیاورد.

«آرسن ونگر» را باید به بایگانی تاریخ فوتبال بسپاریم؛ تا این کلیدواژه «آخرین امپراتور» یادمان باشد.
وقتی از ساختن یک امپراتوری در فوتبال حرف می زنیم، آرسنال او را به یاد بیاورم
که ۲۲ سال پر از ایده و انگیزه بود؛ ایده هایی که گاهی مانند سال ۲۰۰۳ نتایج فوق العاده ای را رقم زدند و بعضی وقت ها هم مانند نتایج چند سال اخیر افول امپراتوری اش را شاهد بودیم.

چند سال بعد هیچ کس آرسنال را به خاطر عملکردش در اروپا قضاوت نخواهد کرد.
توپچی ها بابت قهرمان نشدن در سال های اخیر هم سرزنش نخواهند شد؛
تمام چیزی که از آخرین امپراتور باقی خواهد ماند، باشگاهی است که هویت فوتبال زیبا به پای بازیکنانش گره خورده و مجسمه برنزی آخرین امپراتوری اش را جلوی در ورودی ورزشگاه اماراتز نصب کرده است.

آرسن ونگر : آخرین امپراتور

وقت رفتنه

بازیکنان زیدی در آرسنال بودند که آرسن ونگر حکم بازنشستگی شان را در رختکن تیم صادر کرد.
دقیقا وقتی که خودش را در صندلی چرمی گوشه رختکن رها می کرد، در ابرهای صندلی فرو می رفت و به «دنیس برگ کمپ»، «لی دیکسون»، «تونی آدامز»، «زی پارلر» و یک دوجین بازیکن اسم و رسم دار دیگر می گفت:
«دیگه وقت رفتنه…»

احساساتی که این روزها پروفسور تجربه اش می کند، همان حسی است که
بازیکنانش طی دو دهه در باشگاه تجربه کرده اند، آمیخته از درد و تسکین درد.

خارج شدن از ساختمانی که تک تک آجرهایش را خودش بنا کرده بود و آرامش تماشای میراثی که در لندن به جا گذاشت.
او تا همین چند هفته پیش هم باور داشت که می تواند شعارهای «ونگر برو بیرون» را ساکت کند.
اعتقاد داشت می تواند دهان منتقدانش را ببندد و خودش را برای یک فصل دیگر آماده کند.

۲۲ فصل حفظ کلاس و پرستیژ در دنیای فوتبال کار آسانی نیست
اما فارغ از تمام کارهایی که او برای آرسنال و فوتبال کرده بود، آرسن مدت ها بود که از
استانداردهای خودش پایین تر آمده بود و این برای هر سرمربی یک معنی دارد: «دیگه وقت رفتنه…»

آرسن ونگر

عکس آرسن ونگر

فیس آف جزیره

خیلی ها درباره این نوشته اند که آرسن ونگر وقتی به لیگ جزیره آمد، انگلیسی ها
از لحاظ کیفیت بعد از ایتالیا و اسپانیا و آلمان قرار داشتند.

حتی بعد از فرانسوی ها که با «مارسی» و «پاریسن ژرمن» قهرمان لیگ قهرمانی اروپا و
جام یوفا شده بودند. این درباره آرسنال هم صدق می کرد که به مدت پنج سال
پیش از آمدن ونگر، در جزیره نه جامی برده بودند، نه حتی به فتحش نزدیک شده بودند.

بازیکنان آرسنال عادت داشتند. بعدازظهرها در تراس ویلای شان لم بدهند و تا جایی که می توانند نوشیدنی های الکلی و همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده مصرف کنند.

«تونی آدامز» اعتراف کرده بود بعضی بازیکنان با این توجیه که به آنها انرژی می بخشد،
در رختکن هم نوشیدنی الکلی مصرف می کردند.

آرسن ونگر اما تمام این عادت ها را دور ریخت. بازیکنانش را مجبور کرد جز آخر هفته ها
لب به نوشیدنی های الکلی نزنند و شیوه منسوخ تمرینات آرسنال – فوتبال
بین گروهی و دویدن دور زمین – عوض شد. آرسن ونگر اولین سرمربی بود که بدنسازی نوین را وارد جزیره کرد و چهره فوتبال در جزیره را عوض کرد. شمارش هم برای بازیکنان آرسنال ساده بود:
«هیچ فوتبالیستی در هیچ خراب شده ای با آبجو و سیب زمینی سرخ کرده قهرمان نشده است.»

آرسن ونگر : الگوی جزیره

تا پش از این که آرسن ونگر به آرسنال بیاید، بریتانیایی ها خودشان را آقای فوتبال می دانستند
و نگاهی متکبرانه به بیرون جزیره داشتند.«فرگوسن» با همین تکبر درباره ونگر گفته بود
«کسی که از ژاپن آمده، چی درباره فوتبال می فهمد؟» فرانسوی که به نفهمیدن فوتبال مدرن متهم شده بود، برای ۲۲ فصل رقیب بزرگترین سرمربیان دنیا بود؛ «الکس فرگوسن»، «آنچلوتی»، «مورینیو»، «گوار دیولا». وقتی در سال دوم حضورش در آرسنال بالاتر از منچستر فرگوسن قهرمان لیگ برتر شد، دیگر کسی نمی توانست جدی اش نگیرد. ونگر شبکه ای مدرن از بازیکن یابی را برای لندنی ها پایه ریزی کرد.

انگلیسی ها که تا آن روز معمولا از بازیکنان انگلیسی استفاده می کردند،
حالا با باشگاهی روبرو شده بودند که خارجی های ناشناخته ای را به لندن می آورد
و قهرمان می شد. الگوی آرسن ونگر کم کم در دیگر باشگاه های انگلیسی هم جا افتاد.

«چلسی»، «نیوکاسل»، «منچستریونایتد» و «بلکبرن» هم الگوی ونگر را در باشگاه شان پیاده کردند؛ ترکیبی از بازیکنان خارجی و انگلیسی.

سبک فوتبال آرسنال و بازی سرعتی، تبدیل به رفرنس فوتبال جزیره شد
و حتی موفقیت های سرمربی خارجی آرسنال بود که باعث شد باشگاه های جزیره سراغ مربیان خارجی بروند؛
اسم هایی مثل «کریستین گروس»، «ژرار هولیه»، «رود گولیت»، «ژان تیگانا» و …
تا ساختار کهنه فوتبال انگلیس دچار تغییرات شود.

آرسن ونگر

تصاویر آرسن ونگر

آرسن ونگر : تاریخ فوتبال

در اولین فصل حضور ونگر در فوتبال، دنیا شکل دیگری داشت.
وقتی آرسن روی نیمکت توپچی ها نشست، «کاونتری سیتی» و«بلکبرن» هنوز در
لیگ برتر بازی می کردند و به لیگ مدسته دوم سقوط نکرده بودند.

«پروجا» و «پیاچنزا» در سری آ حضور داشتند و دچار ورشکستگی نشده بودند و ستاره های دنیای فوتبال «رود گولیت» و «پل گاسکویین» بودند.

روزی که اوبه لندن آمد، خانه توپچی ها ورزشگاه کوچک و محقر «هایبوری» بود که
در کوچه پس کوچه های لندن گم می شد اما روزی که رفت، توپچی ها به
«اماراتز» رفته بودند؛ حجم بزرگی از فولاد و شیشه با تصاویری از اسطوره های باشگاه که دورادور اماراتز ایستاده بودند و دست در گردن هم انداخته بودند.

آرسن ونگر را نمی توان با نتایج دو سه فصل اخیرش قضاوت کرد. کسی که تمام بودجه ای
که طی یک دهه در اختیارش قرار گرفت، به اندازه خریدهای تابستان منچسترسیتی و یونایتد بود اما سه بار قهرمان لیگ شد و هفت بار جام حذفی را بالای سر برد.

ونگر حداقل با سه نسل فوتبالی کار کرد؛ نسل «بارن رایت ها»، «دنیس برگ کمپ ها»
و «تیری آنری ها»؛ نسل هایی که بعد از انتشار بیانیه خداحافظی او در
یک چیز اتفاق نظر داشتند؛ «او یک جنتلمن بود.»

آرسن ونگر

خداحافظی ونگر از آرسنال

ترس و غرور

او بزرگترین عاشق باشگاه بود؛ عاشقی که قطعا نمی دانست بعد از ترک معشوق
چه کاری برای انجام دادن دارد. به خاطر همین هم بود که بعد از نتایج سینوسی آرسنال
در چند سال گذشته و اعتراض هوادارانی که او را نمی خواستند، سعی کرد بماند و مبارزه کند.

برخلاف بیشتر گزارش هایی که او را پیرمردی لجوج می دانستند که حاضر نبود
صندلی اش در باشگاه را به جانشینی دیگر بدهد، ونگر بیشتر از لجبازی و غرور می ترسید.

از آینده بدون مربیگری در باشگاهی که تمام هویتش را از آنجا به دست آورده بود.
این که از فردای خداحافظی از آرسنال، صبح ها به جای سروکله زدن با «هکتور بلرین» و «آرون رمزی» و «مسوت اوزیل» سرش را با خواندن روزنامه های صبح در حیاط پشتی خانه اش پر کند.

ترس از آخر هفته هایی که به جای نشستن روی صندلی اش در اماراتز،
باید با نوه هایش سرگرم شود. این حجم از تغییرات در زندگی برای هر کسی وحشتناک است.

یک بار در مصاحبه ای گفته بود: «اینجا تمام زندگی ام است.
صادقانه بگویم واقعا از خداحافظی کردن می ترسم.» به خاطر همین ترس زیر فشار رسانه ها
کوتاه آمد و باز هم روی نیمکت نشست. اما داستان اماراتز حداقل از چند هفته پیش
یک تراژدی تمام عیار بود؛

صندلی هایی که به نشانه اعتراض به آرسن ونگر خالی مانده بودند.
هواداران آرسنال به باشگاه پشت کرده بودند و این را دیگر نمی شد تحمل کرد.
ونگر رفت، چون هیچ امپراتوری نمی تواند بدون قلب مردم، در سرزمینش حکمرانی کند.
حتی اگر تکه تکه های آن امپراتوری را خودش ساخته باشد.

آرسن ونگر

خداحافظی آرسن ونگر از آرسنال

چه کسی جانشین آرسن ونگر در آرسنال خواهد شد؟

سرانجام آرسن ونگر در مقابل فشارهای هواداران آرسنال تسلیم شد و با انتشار یک بیانیه غیرمنتظره اعلام کرد که در پایان این فصل از جمع توپچی ها جدا خواهد شد.

اکنون سوال بزرگی که برای هواداران آرسنال ایجاد شده این است که چه کسی به عنوان جانشین ونگر، روی نیمکت تیم شان خواهد نشست. از مدت ها قبل گزینه های مختلفی به عنوان جانشین احتمالی ونگر در آرسنال مطرح بود اما مشخص نیست که کدام یک سرمربی بعدی آرسنال است. در اینجا این گزینه ها را بررسی می کنیم:

کارلو آنچلوتی ؟

این مربی باتجربه ایتالیایی پاییز گذشته از بایرن مونیخ اخراج شد و هنوز تیم بعدی اش را معرفی نکرده است. او که با میلان و رئال مادرید قهرمان چمپیونزلیگ شد، در ۴ لیگ مختلف به قهرمانی رسیده؛ از جمله در لیگ برتر انگلیس که در سال ۲۰۱۰ با چلسی توانست آن را فتح کند.

هفته نامه همشهری جوان / فوتبال ترایب




به گزارش خبرنگار استدیو، سرهنگ ثامر چنانی عصر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه اظهار کرد: امسال به مناسبت سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر، برنامه های مختلف در سطح شهرستان خرمشهر برگزار می شود که ۲۰ برنامه محوری و با هدف زنده نگه داشتن این حماسه و بیان دستاوردهای آن برگزار خواهد شد.

وی با تاکید بر ملی بودن جشن فتح خرمشهر از برگزاری گردهمایی فاتحان خرمشهر در سه نوبت به عنوان اقدامی در همین راستا خبر داد و گفت: برنامه ریزی شده است که همزمان با انجام سه مرحله عملیات بیت المقدس امسال، علاوه بر برگزاری گردهمایی فاتحان روز سوم خرداد در خرمشهر در دهم و هجدهم اردیبهشت این برنامه به ترتیب در تهران و اهواز نیز برگزار شود.

سرهنگ چنعانی افزود: در حاشیه برگزاری گردهمایی فاتحان در خرمشهر که بعد از ظهر سوم خرداد در مجتمع فرهنگی هنری خلیج خرمشهر با شرکت حدود ۵۰۰ رزمنده دوران دفاع مقدس برگزار می شود، از سه جلد کتاب دفاع مقدس که خاطرات رزمندگان خرمشهر و آثار باقی مانده از دفاع مقدس است، رونمایی خواهد شد.

دبیر ستاد بزرگداشت حماسه آزادسازی خرمشهر از برگزاری صبحگاه مشترک نیروهای مسلح خرمشهر در صبح سوم خرداد همچون سال های گذشته به عنوان دیگر برنامه مهم امسال به این مناسبت یاد کرد و افزود: صبحگاه مشترک با هدف بازآفرینی اتحاد همه جانبه روزهای دفاع مقدس برای فتح خرمشهر، در مقابل مسجد جامع این شهرستان و با حضور مقام های لشکری و کشوری برگزار می شود.

همایش «نقش بانوان در دفاع مقدس» دیگر برنامه ای بود که سرهنگ چنعانی به آن اشاره کرد و در این خصوص گفت: همایش «نقش بانوان در دفاع مقدس» یکم خرداد در مکتب قرآن خرمشهر برگزار می شود و محور آن تبیین دستاوردهای فتح خرمشهر است.

وی همچنین از اعزام راویان به مساجد و مدارس به این مناسبت خبر داد و اظهار کرد: با توجه به همزمانی سوم خرداد با ماه رمضان، برنامه ریزی شده است که در طول هفته حدود ۵۰ طلبه به همراه رزمندگان عملیات بیت المقدس در حسینیه ها و مساجد حاضر شوند. همچنین برخی از راویان در مدارس پیش از برگزاری امتحانات حاضر می شوند و در خصوص فتح خرمشهر توضیحاتی ارائه خواهند کرد.

دبیر ستاد بزرگداشت حماسه آزادسازی خرمشهر در ادامه به برگزاری برنامه های ورزشی به مناسبت آزاد سازی خرمشهر نیز اشاره و بیان کرد: برخی از برنامه های ورزشی همچون فینال جام حذفی پیش از سوم خرداد در خرمشهر برگزار شد که دیگر برنامه ها همچون مسابقات کشوری ولیچر رانی در طول هفته برگزار می شوند.

سرهنگ چنعانی از اجرای حرکات پهلوانی توسط ورزشکاران رشته پهلوانی و زورخانه ای استان خوزستان در صحن مسجد جامع به عنوان برنامه ای نمادین یاد کرد و گفت: امسال حرکات ورزش پهلوانی و زورخانه ای با حضور ورزشکاران این رشته از سراسر استان خوزستان و رئیس فدراسیون در صحن مسجد جامع خرمشهر اجرا می شود.

طبق گفته دبیر ستاد بزرگداشت حماسه آزادسازی خرمشهر، اجرای جشن نشاط اجتماعی، برگزاری مسابقات کتابخوانی، پخت و توزیع نذری در روز سوم خرداد در حسینیه ها، کلنگ زنی و بهره برداری از چند طرح عمرانی همچون مرکز تخصصی شیمی درمانی بیمارستان ولی عصر(عج) خرمشهر از دیگر برنامه های محوری به مناسبت سوم خرداد در این شهرستان خواهد بود.

به گزارش خبرنگار استدیو، سوم خرداد سال ۶۱ خرمشهر پس از ۱۹ ماه تصرف توسط رژیم بعث، طی عملیات بیت المقدس آزاد شد. هر ساله به این مناسبت جشن ها و برنامه های مختلف در سراسر کشور برگزار می شود.