استدیو تیپس

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی


خبرگزاری استدیو-گروه فرهنگ: کتاب اخلاق مبارزه شامل خاطرات مرحوم حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی که کمتر از چهل روز پس از رحلت این عالم مجاهد روانه بازار کتاب شده است، تازه‌ترین اثر منتشر شده درباره تاریخ سیاسی ایران و انقلاب اسلامی در پنج دهه اخیر است که در لابه‌لای صفحات آن می‌توان فرازهای ناشنیده و کمتر شنیده شده بسیاری درباره تاریخ ایران پیش از انقلاب اسلامی و مناسبات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه و ایران پس انقلاب اسلامی و رویکردهای سیاسی حاکم بر جامعه پس از انقلاب اسلامی را خواند.

اخلاق مبارزه به این اعتبار نه یک کتاب و یا خاطره‌نویسی ساده که نوعی شرح تاریخی از مبارزاتی است که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی و نیزپای گیری نهادهای انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.

این کتاب حاصل بیش از ۷۰ ساعت مصاحبه با مرحوم طباطبایی است که ده سال تدوین و تنظیم آن زمان برده است و در نهایت در قالب دو مجلد کتاب در لوای شرح زندگی و خاطرات مرحوم طباطبایی در پیش و پس از انقلاب اسلامی، شرحی جامع از زاویه یک روحانی را به نمایش می‌گذارد که این مساله یکی از جذاب‌ترین مسائلی است که این کتاب در خود به همراه دارد

این کتاب در مقدمه‌ای که مرحوم طباطبایی در بهار امسال و چند ماه پیش از رحلت بر آن نگاشته است مساله دیگری را به تصویر می‌کشد که باید از آن به عنوان یکی از مهمترین عوامل اهمیت پیدا کردن این کتاب یاد کرد.

طباطبایی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب به راز موفقیت خود برای حضور در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در ایران پس از انقلاب اسلامی اشاره و در این زمینه می‌نویسد: اولین مسئله‌ای خداوند کمک کرد آن بود که تصمیم گرفتم رئیس نشوم. چون معتقد بودم با رئیس شدن هم سقوطم نزدیک می‌شود و هم غرور آن مانع از پیشرفت و درست‌کاری می‌شود… . در کودتای روسیه که تزارها سقوط کردند، دیدم لنین و استالین که پست‌های بالا گرفتند، سقوط کردند ولی کاسیگین که پایین تر بود، طولانی‌ترین مقام را داشت. دوست داشتم در بدنه باشم. در راس نباشم. بدن منظور همیشه سعی کردم در بین رجال موثر باشم و رابطه‌ام را قوی‌تر کنم و برای حفظ روابط نحو مطلوب سرمایه‌گذاری کردم. حتی بنیه اقتصادی خودم را در این راه خرج کردم زیرا دیدم اموا و دارایی برایم پای‌بند خواهد بود. از ترس اینکه مبادا ثروت مانع پیشرفت کارهایم بشود آن را رها کردم …

این جملات شاید مانیفست زندگی و فعالیت سیاسی و اجتماعی مرحوم طباطبایی است که در جای جای نقل خاطرات او می‌توان ردی از آنها گرفت.

از سوی دیگر مرحوم طباطبایی در بخش دیگری از مقدمه خود بر این کتاب مانیفست سیاسی خود برای رفتار و فعالیت‌های سیاسی خود به ویژه پس از انقلاب اسلامی را اینگونه شرح می‌دهد: اصولا در انقلاب اسلامی باید انقلاب همراه اسلام باشد. لیکن اگر اسلام عقب بماند، من کاری انجام نمی‌دهم. مبنا اسلام است. در همه جا گفته‌ام که آنچه در نظام جمهوری اسلامی مفید باشد، پیگیرم اما اگر میان انقلاب و اسلام احساس دوگانگی کردم، انقلاب را رها می‌کنم و اسلام را نگه می‌دارم

با چنین مقدمه‌ای می‌توان دریافت که این کتاب و شرحی از خاطرات مولفش که در آن بازگو شده است چگونه و با چه رویکردی شکل گرفته است و به استقبال مخاطبان خود می‌رود.

کتاب در متن خود و در جلد نخست کودکی و در ادامه در فصل دوم دوران جوانی مرحوم طباطبایی را بازخوانی و در سومین فصل از خود اولین تجربه سیاسی وی و بازداشتش را شرح می‌دهد: آن موقع که من مشهد بود، نواب هم در انتخابات نامزد شده بود، که البته انتخابات را شاه منحل کرد. در آن موقع وقتی که نواب صفوی را گرفتند، بعضی را هم در مشهد گرفتند. از جمله من که دور و بر ایشان رفته بودم و عکس هم با ایشان داشتم. آن موقع هنوز ساواک نوبد، به جای آن اطلاعات شهربانی بود. در شهد دستگیر و به تهران منتقل شدم …در بازجویی نوشته بودند: حامی سید مجتبی نواب صفوی، مخالف شاه

آشنایی با چهره‌هایی چون یدالله سحابی، عباس امیرانتظام و مهدی بازرگان در زندان مقدمه‌ای است که طباطابب با آن به شرح جناح‌بندی‌های سیاسی در دهه سی می‌پردازد و این مساله در ادامه در فصل چهارم به روایت او از حوادث سال ۱۳۴۱ می‌پردازد که فراز مهمی از آن نوع مواجهه علمای به‌نام روزگار با مکتب انقلابی امام خمینی(ره) است و در کنار آن شرحی جذاب از مجالس مذهبی و شیوه برگزاری آن در دهه چهل نیز بیان شده است

کتاب اما در فصل مبسوطی به شرح آشنایی راوی با برخی چهره‌های سیاسی می‌پردازد که شیوه و روایت راوی از این آشنایی بخشی ناشنیده از زندگی این افراد را نیز بازگو می‌کند از جمله این افراد آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، شهید هاشمی‌نژاد، محمد رضا حکیمی، جلال‌الدین آشتیانی، مرحوم آیت‌الله واعظ طبسی، شیخ علی تهرانی، شیخ احمد کافی، آیت الله علم‌الهدی، مرحوم دکتر علی شریعتی، شهید آیت‌الله سعیدی و… .

مرحوم طباطبایی در فصل مبسوطی از کتاب نیز با جسارت و شهامت به شرح زندگی اقتصادی خود در این ایام نیز پرداخته است. او در این بخش جدای از فعالیت‌های اقتصادی شخصی خود شرحی از نوع تلاش خود برای گردآوری کمک‌های نقدی برای مبارزات انقلابی را نیز شرح داده است.

کتاب اخلاق و مبارزه اما در جلد دوم خود بیش از هرچیز گزارشی است از جریانات سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی که راوی آن یکی از رجال سیاسی و روحانی تمامی این دوران به شمار می‌رود.

این بخش از کتاب با مروری از خاطرات وی از روزهای پایانی حکومت پهلوی شروع می‌شود که شاید یکی از جالب‌توجه ترینش دیدار راوی با بنی‌صدر در پاریس باشد که در آن راوی به زیرکی درباره نوع نگاه بنی‌صدر به انقلاب اشاره قابل توجهی دارد و از صفت مسموم برای آن بهره می‌برد. فصل دوم از جلد دوم اما به بازگویی شرح برخی از دادگاه‌های مهم در روزهای ابتدایی انقلاب از جمله دادگاه هویدا، آرش و… نیز برخی از اعدام‌های آن روزگار اشاره دارد. در کنار این موضوع خاطرات وی از نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نوع خود قابل توجه است

طباطبایی در این میان اما شرحی نیزاز تصویب برخی از قوانین مهم در سالهای ابتدایی پس از انقلاب اسلامی ارائه می‌دهد که از جمله آنها قانون حقوق مدنی و قوانین تجارت از جمله آنهاست و در کنار آن روایتی جذاب از پذیرش و جذب نیرو در دستگاه‌های انقلاب از جمله قوه قضاییه را بازگو کرده است

خاطرات مرحوم طباطبایی پس از رحلت امام با شرحی از چکونگی انتخاب رهبر تازه برای انقلاب اسلامی  و چالش‌های پیش روی آن و نیز انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ ادامه پیدا می‌کند که فراز قابل توجهی از آن توصیف نیروهای فعال در هر دو جبهه سیاسی وقت برای پیروزی در انتخابات و نقش او در این عرصه است. طباطبایی در ادامه اما به ماجرای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ نیز اشاره دارد که در این میان شرح برخی نزاع‌های کلامی او با رئیس جمهور وقت درباره شیوه حرکت‌های تبلیغاتی او در جریان انتخابات نیز قابل توجه است.

کتاب اخلاق مبارزه همان طور که از نام آن بر می‌آید شرحی است از یک مبارزه سیاسی که راوی آن را مبارزه‌ای اخلاقی نامیده است. مبارزه‌ای که در آن اخلاق و البته باورهای دینی به پای هیچ موضوع دیگری ذبح نشده است و در کنار آن روایتی است از یک زندگی که در آن شهامت راوی در مواجهه با آنچه حق می‌پنداشته است و بیان آن به دور از مصلحت‌سنجی‌های سیاسی.

این کتاب و تورق آن بدون شک تصویری تازه از سپهر سیاسی ایران در سال‌های پس از انقلاب به ویژه در بزنگاه‌های مهم سیاسی آن و به خصوص درباره سیاستمداران ویژه این سالیان به نمایش می‌کشد که برخی از آنها شاید نیاز به صفحه‌ها توضیح و تشریح داشته باشد.

مجموعه دو جلدی اخلاق مبارزه را نشر عروج منتشر کرده است.

امکان نظر دهی وجود ندارد.