استدیو تیپس

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی


اپرا وینفری به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌ تبار قرن بیستم رتبه‌بندی شده ‌است.
او فعالیت‌های زیادی در زمینه ‌های مختلف انسان‌دوستانه انجام داده و بزرگترین خیّر و نیکوکار سیاه‌پوست در
تاریخ آمریکا به‌ شمار می‌رود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاه‌پوست جهان بوده ‌است
و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، بانفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود.

اپرا وینفری

وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چندجانبه‌ای در میان
افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رئیس ‌جمهور
را در این کشور به موفقیت برساند.
اگر دوست دارید بدانید که موفق ترین زن جهان در طول روز چه کارهایی انجام می دهد، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

۷:۱۰ صبح

هر روز صبح من بدون زنگ ساعت، راس ساعت ۷ صبح از خواب بیدار می شوم و برای چند دقیقه
به منظره زیبای بیرون از خانه ام نگاه می کنم. گل ها که نور آفتاب روی برگ هایشان می رقصد،
پرندگانی که شاد و رها در آسمان پرواز می کنند و ابرهایی که با شیطنت به دنبال هم می گردند…
تماشای این منظره در اولین ساعات روز به من انرژی وافری می دهد، حتی قبل از زمانی که قهوه ام را بنوشم و کاملا از خواب بیدار شوم. به نظر من هر روز فرصتی است تا خدا را برای زیبایی هایش شکر کنیم.

اپرا وینفری

عکس اپرا وینفری

۸:۰۰ صبح

اولین کاری که در صبح انجام می دهم، مسواک زدن است. پس از آن من سگ هایم را، که ۵ تا هستند،
به بیرون از خانه می برم و کمی می گردانم. پس از این که حسابی از بازی سیر شدند،
به خانه بر می گردم و اسپرسو مورد علاقه ام را درست می کنم. من دو نوع پودر اسپرسو، با کافئین و بدون کافئین، را با شیر و کمی فندق خرد شده مخلوط می کنم و می نوشم.

تا زمانی که قهوه ام آماده شود، جعبه کارت های جملات الهام بخش ام را در می آوردم
و روزانه ۵ تا از آنها را می خوانم که به نظرم برای شروع روزی زیبا، بسیار تاثیرگذارند.
امروز روی یکی از کارت ها نوشته: «سلامتی با پول به دست نمی آید، بلکه با عشقی که ما به
یکدیگر می دهیم، با خنده هایمان، با رویایی که در سر داریم و حتی غذایی خوشمزه ای که می خوریم، حاصل می شود»

۸:۳۰ صبح

من کارهایی دارم که طبق عادت باید هر روز آنها را انجام دهم. به عنوان مثال ایمیل هایم را چک می کنم.
پس از آن نوبت مدیتیشن است. به عنوان مثال امروز باید به مدت ۲۰ دقیقه روی صندلی آشپزخانه
در سکوت بنشینم. اگر هوا خوب باشد، من این کار را در حیاط خانه ام انجام می دهم.

حیاط خانه من حدود ۳۰۰۰ درخت دارد، مثل این است که من در یک جنگل زندگی می کنم.
زیر یکی از درخت ها یک سنگی وجود دارد که به شکل صندلی ست که گاهی برای مدیتیشن آنجا را انتخاب می کنم و به نظرم یکی از دنج ترین و بهترین نقطه های روی زمین است.

اپرا وینفری

سگ های اپرا وینفری

۹:۰۰ صبح

پس از مدیتیشن، من حدود یک ساعت حرکات کششی انجام می دهم. برای یک کار یک مربی ورزش
هم دارم که به خانه ام می آید و به من تمرین می دهد.
پس از آن خودم را برای یک دوی نیم ساعته آماده می کنم.
من این کار را روی تردمیل و گاهی هم در حیاط خانه انجام می دهم.

۱۰:۳۰ صبح

حدود ساعت ۱۰:۳۰ به کارهایی که برای شوهایم باید انجام دهم رسیدگی می کنم.
البته اگر اواخر هفته و در روزهای تعطیل باشد، برنامه ام عوض می شود. در تعطیلات، من به حیاط خانه ام می روم
و محصولات باغچه ام را درو می کنم. مثلا میوه ها را می چینم، سیب زمینی ها را می کنم و… در کل این کار من ۱ ساعت طول می کشد.

۱۲:۳۰ بعد از ظهر

من معمولا ناهارم را در حیاط خانه می خوردم. من در خانه یک قانون دارم: ناهاری که می خورم
باید از محصولات حیاط یا شبیه به آنچه کاشته ام، باشد، در غیر این صورت نباید به آن لب بزنم.

این کار باعث می شود که تغذیه سالمی داشته باشیم و از مصرف مواد فراوری و بسته بندی شده بپرهیزم.
البته گاهی استثناهایی هم وجود دارد، مثل امروز که برای دسر کیک را انتخاب کرده ام.

ناهار،وعده غذایی مورد علاقه من است. سعی می کنیم در این زمان افرادی را که از صحبت کردن
با آنها لذت می برم، به دور خود جمع کنم. مثلا گاهی جنیفر لارنس یا شاهزاده امیرا به خانه ام می آیند.
اگر تا ۴ نفر میهمان داشته باشم، خودم آشپزی می کنم اما اگر بیشتر از این تعداد شوند، از آشپزم می خواهم این کار را برایم انجام دهد.

اپرا وینفری

یک روز کامل اپرا وینفری

۱:۳۰ بعد از ظهر

بعد از ناهار، به سراغ دیگر کارهایم می روم. به عنوان مثال چک هایم را امضا یا حساب و کتاب هایم را
بررسی می کنم. برای من مهم است که بدانم در اطرافم دقیقا چه اتفاق هایی رخ می دهد.

من از آدمهایی که مسئولیت حساب و کتاب زندگی شان را به فرد دیگری می سپارند، بیزارم.
این آدمها یک روز صبح بیدار می شوند و می بنند که هیچ چیزی در حساب شان ندارند.
من سعی می کنم که این کارها را در عرض ۲ ساعت به اتمام برسانم.

۳:۳۰ بعد از ظهر

در عصر، دوباره ورزش می کنم. مثلا امروز با یکی از دوستانم برای دویدن قرار گذاشته ام.
پس از آن به کافه مورد علاقه ام می روم اما هیچوقت چای کافئین دار سفارش نمی دهم چون مرا بدخواب می کند.
من معمولا در کافه کتاب می خوانم. برخی از کتاب ها آنقدر تاثیرگذارند که زمانی که می خواهم در مورد آنها حرف بزنم، گریه ام می گیرد.

زندگی شخصی اپرا وینفری

۶:۰۰ عصر

من شامم را راس ساعت ۶ عصر می خورم. اگر میهمان داشته باشم، یک غذای مفصل درست می کنم
اما اگر تنها باشم، معمولا یک شیک پروتئین یا یک کاسه سوپ می خورم.

پس از آن بار دیگر سگ هایم را به بیرون از خانه می برم. شب هم معمولا یا در کنار خانواده چایی
می نوشیم و حرف می زنیم یا کتاب می خوانم. من کتاب خواندن را به تماشای تلویزیون ترجیح می دهم.
من حتی می توانم هفته ها بدون تلویزیون سر کنم، اما بدون کتاب هرگز.

۹:۳۰ شب

من قبل از خواب دوش می گیرم. این عادت هر شب من است که من را برای یک خواب آرام آماده می کند.
در کل، یک روز خوب برای من روزی نیست که یک اتفاق بزرگ بیافتد، من روز خوبم را با همین
اتفاقات کوچک می سازم. زمانی که در خانه را باز می کنم و نسیم روی گونه هایم می نشیند یا هنگامی که انعکاس ابرها را روی آب استخر خانه ام می بینم، احساس خوشبختی می کنم.

من یاد گرفته ام که به جزییات با دقت زیادی نگاه کنم و شکرگزار خدا بابت زیبایی هایی کوچکی که در اختیارمان قرار داده، باشم.

اپرا وینفری

۷ درس از زندگی اپرا وینفری

۱- با خودتان صادق باشید
او میگوید: اصلا تصورش را نمیکردم که صادق بودن با خود میتواند من را این چنین ثروتمند کند.
اگر زودتر این موضوع را متوجه میشدم، این کار را زودتر انجام میدادم.
او از سه سالگی با نمایش های خود توجه زیادی از تماشاگران را به سوی خود جلب میکرد.
کلیسای محلی وی به دلیل مهارت او در خواندن آیات انجیل به او لقب واعظ داده بود.
او در انجام مصاحبه نیز مهارت داشت. بازی مورد علاقه ی اپرا، پرسیدن سوال از عروسکش و کلاغ هایی بود که روی حصار خانه ی پدریش می نشستند.
به عبارت دیگر، وینفری برای اجرای یک برنامه ی تلویزیونی به دنیا آمد.

اگر احساس میکنید که شغل شما مثل یک گودال گرد و شما شبیه به یک میله ی چوبی مربع شکل هستید، وقت آن هست که تغییری در زندگی خود بدهید.

زندگی اپرا وینفری

۲- به تعصبات با برتری پاسخ دهید

در اوایل دهه ی ۱۹۷۰، او توانست به عنوان یک گوینده ی اخبار در تلویزیون WLAC نشویل شروع به کار کند.
پس از آن در سال ۱۹۷۶ وینفری پیشنهادی برای کار به عنوان گزارشگر اخبار ساعت ۶
در بالتیمور دریافت کرد و ده سال بعد مجری برنامه ی اپرا وینفری شد – پر طرفدار ترین برنامه ی تلویزیونی روز در آمریکا.
اپرا از ابتدا میدانست که شخصیت او چیزی نبود که تهیه کنندگان به عنوان یک مجری برای برنامه ها یشان در نظر داشتند.
مجله ی تایم مینویسد:
در حرفه ای که مردان آن را تصاحب کردند، او زنی سیاه پوست است که هیچ شانسی ندارد.

با دانستن این موضوع او میتوانست از این حرفه دست بکشد. اما وینفری باور داشت که میتواند بر تعصبی که در حرفه اش وجود داشت غلبه کند، و میدانست برای این کار باید بهترین بود.
برتری بهترین عامل غلبه کننده بر نژادپرستی و تبعیض جنسی است.

اپرا وینفری

عکس اپرا وینفری

۳- اگر زمین نمیخوردید، راه رفتن را یاد نمیگرفتید.

زمین بخورید، جلوه ی دنیا از پایین متفاوت است.

اپرا، مثل خیلی از افراد بسیار موفق، به شکست اعتقاد ندارد.
چیزی که دیگران از آن به عنوان شکست نام میبرند، برای وینفری تنها یک نگرش جدید، یک درس جدید یا قدمی رو به جلو برای رسیدن به هدف است.
این نصیحتی است که او به کسانی که از شکست میترسند میکند:
کاری که تصور میکنید توانش را ندارید انجام دهید. در آن شکست بخورید. دوباره تلاش کنید. بهتر عمل کنید.

درس های زندگی اپرا وینفری

۴- از درون بدی، خوبی را پیدا کنید

وقتی وینفری به عنوان دستیار گزارش گر اخبار در بالتیمور کار میکرد، یک درمان موی نادرست،
موهایش را نابود کرد و او کاملا موهای خود را از دست داد. خیلی ناراحت شده بود،
چون میدانست که داشتن موی زیبا تا چه میزان در کارش اهمیت دارد.

با این حال توانست به نقطه ی مثبت این موضوع توجه کند. چند سال بعد، اپرا به خانم مگزاین گفت:
وقتی موهای خودت را از دست میدهی، چیز های زیادی درباره ی خودت یاد میگیری.

زخم های خود را به درایت تبدیل کنید.
گذشته ی وینفری پر از کشمکش است.
او در فقر بزرگ شد، در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفت
و در ۱۴ سالگی صاحب یک پسر شد که در نوزادی از دنیا رفت.
اما وینفری این تجربه ها را دلیلی میداند که به او توانایی درک دردهای مردم را داده است.
هدف من القای این موضوع نیست که پشت هر اتفاقی، دلیلی نهفته است، اما میتوانم
با اطمینان بگویم که سکه دو رو دارد. طبق عقیده ی وینفری: هر اتفاقی که در زندگی می افتد فرصتی است که به جای ترس، عشق را انتخاب کنیم.

اپرا وینفری

اپرا وینفری در خانه

۵- چالش با وضع موجود

مدرسه به بچه ها آموزش میدهد که موفقیت تنها با دنبال کردن درس ها و انجام کار ها بر اساس قواعد امکان پذیر است.
اما زندگی و تجارت چیز دیگری را آموزش میدهند.

وقتی وینفری برای اولین بار به عنوان گزارشگر اخبار شروع به کار کرد،متن خبر ها را
با لحنی خشک و بی طرفانه نمیخواند (لحنی که باید از آن استفاده میکرد).

او با احساسات و دلسوزانه متن ها را میخواند، گویی که آنچه میخواند را تجربه میکند.
کار او با دیگر گزارشگر ها فرق میکرد، اما مخاطبان از آن استقبال میکردند- به همین دلیل تهیه کنندگان هم از آن استقبال کردند.
بعد از چند سال از اجرای برنامه ی اپرا وینفری، او دوباره سعی کرد معیار ها را به چالش بکشد. او میگوید:

من از اینکه مردم بنشینند و از مشکلاتشان بگویند خسته شدم.
از اینکه ما از این جریان فیلم برداری کنیم و در ادامه نظر کارشناسانمان را بپرسیم …
من میخواهم به مرحله ی بعدی در دنیای حرفه ایم قدم بدارم.

وینفری در قدم بعد برنامه ی تلویزیونی خود را تغییر داد، برنامه ی او کمتر روی داستان های
کلیشه ای تمرکز میکرد و بیشتر به مقوله های سلامتی، سیاست و الهام بخشی میپرداخت.

دوباره، اشتیاق وینفری برای دنبال کردن راه خود نتیجه داد:
برنامه ی اپرا پر بیننده ترین برنامه ی روز بود تا اینکه در سال ۲۰۱۱ به اتمام رسید.

اپرا وینفری

خانه اپرا وینفری

۶- به دنبال دل خود بروید

-دل شما به یک قطب نمای درونی میماند. هر وقت که میخواهید درباره ی موضوعی با دیگران مشورت کنید، مسیر را اشتباه رفته اید.
چند سال پیش، من در دو راهی بزرگی در زندگی ام قرار گرفتم. میخواستم که منطقی ترین راه را برای
تصمیم گیری انتخاب کنم، بنابراین لیستی از نقاط مثبت و منفی نوشتم، داده ها را
بررسی کردم و در نهایت به انتخابی صحیح رسیدم.
اما چیزی من را اذیت میکرد.

اپرا به من میگفت که به حرف دلم گوش بدهم. او احساسات غریزی خود را باور دارد، او میگوید:
از طریق این حس میتوان خرد را شکوفا کرد. او بزرگترین تصمیمات خود –
مثل تصمیمش برای اتمام برنامه ی اپرا وینفری- را با اعتماد به حس غریزی خود گرفت.

تصمیم گیری بر اساس غریزه، خیلی سریع تر، کم استرس تر و همه جانبه است. پس اگر تا به حال تصمیمات
خود را بر اساس بررسی های معقولانه گرفته اید اما در نهایت از نتیجه راضی نبودید،
برای تغییر هم که شده به حرف دلتان گوش کنید.

زندگینامه اپرا وینفری

۷- شانس های زندگی خود را بسازید

بدون – حداقل یک بار – شانس نمیتوان به درآمدی برابر با ۲٫۷ میلیارد دلار دست پیدا کرد.
اپرا میداند که شانس زیادی در زندگی داشته، اما او شانس را یک موضوع کاملا اتفاقی نمیداند:
من فکر میکنم که شانس یک فرصت است که باید در زمان مواجهه با آن آماده بود.
هر کار آفرین امیدوار است تا یک مشتری بزرگ یا یک میانبر برای انجام کارهایش پیدا کند، اما
اگر تمام وقت خود را با امید سپری کند (و خود را آماده نسازد)، وقتی بالاخره این فرصت پیش می آید،
آنها لوازم استفاده ی کامل از این فرصت را نخواهند داشت.
به جای اینکه منتظر بمانید تا شانس در خانه ی شما را بزند، به فرصت هایی فکر کنید که ممکن است برای شما پیش بیاید. آیا آماده هستید که با آنها روبرو شوید؟

امکان نظر دهی وجود ندارد.