استدیو تیپس

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

بایگانی برای دسته سینما


خبرگزاری استدیو- گروه فرهنگ: کافی است نگاهی به کتاب‌های ترجمه شده بیندازیم. آن وقت متوجه می‌شویم که یک عنوان با چندین و چند ترجمه منتشر شده؛ برای مثال حدود ۳۰ برگردان متفاوت از «شازده کوچولو» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری وجود دارد و کسی نیست بپرسد، داستانی که محمد قاضی و ابوالحسن نجفی به زیبایی هر چه تمام‌تر، ترجمه‌اش کرده‌اند، چه نیازی به گردان‌های چندباره و چندباره دارد؟

«ماهی روی درخت»، مجموعه جودی، نیکلا کوچولو و چندین و چند  داستان‌ و مجموعه خوب دیگر بارها و بارها ترجمه شده‌اند و نتیجه این برگردان‌های همزمان، سودجویی ناشران و سرگردانی مخاطبان است. در وزارت فرهنگ و ارشاد هم قانون و سیستمی وجود ندارد که به یک عنوان کتاب، تنها یک بار(آن هم در فاصله زمانی اندک) مجوز دهد.

ترجمه‌های همزمان، موضوعی است که خبرگزاری استدیو به آسیب‌شناسی آن پرداخته؛«کپی‌رایت نداریم؛ اخلاق حرفه‌ای کجاست؟» عنوان گزارشی است که پیش از این در خبرگزاری استدیو منتشر شده و به همین موضوع پرداخته است. همچنین نشستی با حضور محبوبه نجف‌خانی مترجم، فرزاد فربد مترجم و مدیر انتشارات پریان و نیلوفر تیموریان مدیر نشر ایران‌بان هم در محل خبرگزاری برگزار و به جوانب این مساله توجه شده است. حاصل این نشست را که با گفته‌های محبوبه نجف‌خانی درباره ترجمه‌های همزمان یا به فاصله کوتاه از یک اثر آغاز شده می‌خوانیم:

نجف‌خانی: احمد پوری، در یک گفتگوی رسانه‌ای، حرف جالبی را مطرح کرده و گفته بود: اگر از یک ترجمه ۳۰ یا ۴۰ سال بگذرد، چون زبان سیال است و ساختارش تغییر می‌کند، نیاز به ترجمه دوباره آن اثر وجود دارد اما بهتر است که در درجه اول، همان مترجم این کارر را انجام دهد؛ چون یک بار کتاب را ترجمه کرده و می‌تواند ترجمه خود را بازنگری کند نه این‌که یک مترجم جوان و غیرحرفه‌ای از روی دست مترجم پیشین کپی کند و تنها چند جمله را تغییر دهد. اما ما در شرایط امروز با پدیده‌ای به نام «کارمند-مترجم» روبه‌رو هستیم. به این معنی که کتاب‌هایی که جایزه برده‌اند را در گوگل جستجو و به صورت چمدانی وارد می‌کنند و برای ترجمه به این افراد می‌سپرند و این ناشران، اگرچه پول دارند، چون پیش از این جزو ناشران کتاب‌های کمک آموزشی بوده‌اند، اما  تیم حرفه‌ای  ندارند که آثار را بررسی کنند و با نسخه اصلی تطبیق دهند؛ به همین خاطر کارهای بسیار ضعیفی منتشر می‌شود.

از این‌رو ارشاد باید شان خود را در حد ممیزی پایین نیاورد و کپی‌رایت را بپذیرد اگر به خاطر وجود پاره‌ای مشکلات نمی‌تواند به این قانون جهانی تن دهد، دفتر یا نهادی را شکل دهد تا همه ناشران و مترجمان کارهایی را که می‌خواهند ترجمه کنند در این دفتر به ثبت برسانند. ما در حال حاضر تنها می‌توانیم اطلاعات فیپا را چک کنیم و این مرحله‌ای است که کتاب منتشر شده؛ بگدریم که باز هم برخی ناشران، یک کتاب ترجمه شده را دوباره به فارسی برمی‌گردانند. یعنی خود ما هم اخلاق حرفه‌ای را رعایت نمی‌کنیم.

زمان حسین ابراهیمی الوند، خانه‌ ترجمه‌ای راه اندازی شد و تا حد زیادی به این ماجرا سروسامان داد. آن زمان همه کتاب‌هایی که با بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد، خریداری و وارد می‌شد، به صورت قرعه‌، در اختیار مترجمان قرار می‌گرفت و هر مترجم اعلام می‌کرد که می‌خواهد این کارر را ترجمه کند یا نه؟ حتا خاطرم هست که آن زمان قرار بود تاریخی را تعیین کنند تا اگر مترجمی پشیمان شد نظرش را اعلام کند تا کار به دیگری سپرده شود اما در حال حاضر هیچ‌کدام از این تدابیر وجود خارجی ندارد.

خانم نجف‌خانی به خانه ترجمه اشاره کردند. چقدر راه اندازی دوباره این خانه موجب سر و سامان دادن به ودضاع آشفته ترجمه می شود؟ آیا لازمه این کار ارتباط با همه مترجمان و ناشران در سراسر ایران و یک بانک اطلاعاتی منظم و منسجم نیست؟

نجف‌خانی: امروز، اینترنت، بسیااری از مشکلات را حل کرده؛ وزارت فرهنگ و ارشاد می‌تواند یک سایت، یک سامانه اکترونیک برای این منظور طراحی کند.

فرزاد فربد: چیزی که ما بیش از هر چیز از آن رنج می‌بریم این است که اخلاق حرفه‌ای نداریم. ما با ناشران و مترجمان بی اخلاق روبه‌رو هستیم. من با مترجمی سروکار داشتم که می‌دانسته انتشارات پریان و خود من روی گیمن کار می‌کنیم رفته سراغ یک ناشر دیگر و برای او گیمن ترجمه کرده؛ گاهی دو ناشر، بدون این‌که بخواهند و بدانند و تنها به خاطر نبودن قانون کپی‌رایت، یک اثر را به طور موازی و همزمان ترجمه می‌کنند؛ این موضوع متفاوت با کار ناشری است که به ترجمه دوباره «جودی دمدمی» می‌پردازد که نردیک به ۱۰ سال پیش منتشر شده است.

من فکر می‌کنم خانه ترجمه ایده خوبی می‌تواند باشد ولی باید ضمانت اجرایی داشته باشد. به همین خاطر، تنها راه حل، کپی رایت است و وزارت فرهنگ وارشاد نه تنها کمکی به این ماجرا نمی‌کند بلکه خود باعث و بانی عملی نشدن این قانون است. فیپا فقط ثبت می‌کند اما قدرت اجرایی ندارد.

می‌دانید در مملکت ما همه چیز خیلی شیک و درعین حال بسیار سطحی  است. برای مثال ما هر سال، نمایشگاه کتاب برگزار می‌کنیم و آمار می‌دهیم که تعداد بازدیدکنندگان ما از فرانکفورت بیشتر است اما چه چیز نمایشگاه کتاب ما را می‌توان با فرانکفورت مقایسه کرد؟! من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین مشکل خود وزارت ارشاد است که خود را در حد یک ممیز بی‌سواد پایین آورده؛ به این معنی که من می‌توانم هر مزخرفی را به عنوان کتاب به خورد مردم دهم به شرط این‌که سیستم غیرهوشمند ممیزی در ارشاد، مشکلی در خوراک من پیدا نکند. یعنی ممیزی ارشاد در حد واژه‌هاست. چرا باید «دلبرکان غمگین من» که یک اثر بسار ضعیف از مارکز است، منتشر شود؟ چرا باید متن آن‌قدر پیچیده شود و واژه‌ها آن قدر تغییر کنند که کمترین شباهت را به کار مارکز داشته باشد؟ این ترجمه نیست این تجارت است و در حال حاضر یک تعداد از مترجمان، کارهای قدیمی را ترجمه می‌کنند و صادقانه می‌گویند که ما دنبال پول بیشتر هستیم.

خب به هر حال می‌دانند آثاری چون «جین ایر»، «آنا کارنینا» یا «غرور و تعصب» همچنان خواننده دارد.

نجف‌خانی: و اینها اصل کتاب را ترجمه نمی‌کنند بلکه برگردان مترجمان قدیمی را کپی و جمله‌ها را پس و پیش می‌کنند.

فربد: در هر حال باید ترجمه جدید، ارزش افزوده‌ای، نسبت به کار پیشین داشته باشد. مثلا «شازده کوچولو» ترجمه شده اما چون از زبان اصلی ترجمه نشده، یک چیزهایی جا افتاده؛ چرا که همواره این مساله وجود دارد که وقتی ما از زبان دوم ترجمه می‌کنیم آیا در حال ترجمه کارنویسنده هستیم یا کار مترجم اول را به فارسی برمی‌گردانیم؟!

درباره «شازده کوچولو» این توجیه وجود دارد که هر کدام از مترجمان از یک زاویه یه اثر نگاه کرده‌اند. مثلا ترجمه احمد شاملو شاعرانه و ترجمه مصطفی رحماندوست کودکانه است. آیا این توجیهات می‌تواند درست باشد؟

فربد: نه؛ این کار استانداردی نیست. اگر بود کشورهای دیگر دنیا که از ما هوشمندتر هستند، این کار را انجام می‌دادند. چیزی به نام کپی رایت وجود دارد و معمولا ناشر مبدا درباره ناشری که می‌خواهد به آن کپی رایت دهد، تحقیق می‌کند.

 اما در ایران حتی کپی رایت هم به سپر دفاعی برای برخی ناشران تبدیل شده است.

چطور؟

فربد: ببینید؛ یک وقت هست که شما می گردید  و کار خوبی را پیدا و ترجمه می کنید. یک زمان رایت یک کتاب را می‌خرید و آن را نابود می‌کنید. بعضی ترجمه‌ها آن‌قدر بد است که نویسنده را به خاکستر می‌نشاند و ما حق نداریم با نویسنده‌ها چنین کنیم. ما باید بکوشیم تا یک کتاب خوب به دست مخاطب برسد. خود من با این‌که در زمینه کودک و نوجوان فعالیت می‌کنم اما مطالعاتم در حوزه بزرگسال، بیشتر و منسجم‌تر است؛ من هیچ وقت کارهای یوسا را ترجمه نمی‌کنم وقتی می‌دانم آقای عبدالله کوثری به خوبی هرچه تمام‌تر این کار را انجام می‌دهد. یا مثلا من بوکفسکی را دوست دارد و از خواندنش لذت می‌برم اما هیچ وقت کتاب‌های چارلز بوکفسکی را به فارسی ترجمه نمی‌کنم چرا که امکان ندارد بوکفسکی را بتوان به همان صورت که در انگلیسی هست به فارسی برگرداند و از وزارت ارشاد، مجوز گرفت. پس چرا باید این کارها به فارسی ترجمه شود گرچه بعضی کارهای او به طرز افتضاحی ترجمه شده و با حذفیات بسیار در اختیار مخاطب قرار گرفته؛ یا هنوز درک نمی‌کنم چرا کتاب‌های میلان کوندرا در ایران منتشر شود.برای مثال «عشق‌های خنده‌دار» که باعث استیضاح عطاءالله مهاجرانی شد مجموعه هفت داستان بود که تنها چهار داستان آن با سه نقطه‌های بسیار منتشر شد و معلوم نبود این «…» یک کلمه است یا یک جمله یا چند صفحه که حذف شده. در هر حال این پرسش وجود دارد که ما برای چه کتاب چاپ می‌کنیم. ما باید در درجه اول امانتدار باشیم؛ اگر قرار باشد از سر و ته یک کتاب بزنیم ، چه فایده‌ای دارد؟! اصلا از آن اثر چه باقی می‌ماند.

نیلوفر تیموریان: دیگر چیزی به نام اخلاق وجود ندارد. روزی فرا می‌رسد که هر ایرانی، یک «شازده کوچولو» منتشر می‌کند. وزارت فرهنگ و ارشاد باید تدبیری برای این ماجرا، یعنی ترجمه‌های همزمان و نبود قانون کپی‌رایت در نظر بگیرد که هیچ اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد. کتاب‌هایی هستند که به گفته آقای فربد، قابلیت چاپ شدن در ایران ندارند. برای مثال، چند سال پیش دیوید آلموند، کتابی منتشر کرد؛ من خیلی زود این کتاب را تهیه و برای خانم شهلا انتظاریان ارسال کردم اما چون نظر مترجم این بود که کتاب، یک کتاب کاملا اروتیک است، آن را کنار گذاشتم اما انتشارات هوپا این کتاب را منتشر کرده و می‌گوید از نویسنده اصلی خواسته تا نوشته‌اش را تغییر می‌دهد. مگر می‌شود؟ مگر چنین چیزی امکان‌پدیر است؟!

 فربد: لذتی که در کار ما مترجم‌ها هست این است که می‌خوانیم و پیدا و ترجمه می‌کنیم. در شان من نیستف کارهای تکراری را ترجمه کنم. من مترجم و مدیر نشر پریان هستم. قرار نیست پریان به جای فلان و بهمان ناشر باشد.

برخی مترجمان، انحصار یک جایزه یا یک نویسنده را در دست می‌گیرند. مثلا کتاب‌هایی که برنده جایزه نیوبری می‌شوند را خانم کیوان عبید آشتیانی ترجمه می‌کند،  آیا چنین کاری امکان‌پذیر و حرفه‌ای است؟

نجف‌خانی: مساله، همان اخلاق حرفه‌ای است. مثلا من «نیروی اهریمنی‌اش» را داشتم وخوانده بودم. اما وقتی ناشری به من سفارش داد تا آن را ترجمه کنم، نپذیرفتم چراکه این مجموعه فلیپ پولمن را آقای فربد ترجمه کرده.

فربد: البته ۱۰ سال است که این مجموعه را توقیف کرده و اجازه انتشار دوباره‌اش را نمی‌دهند.

نجف‌خانی: با این‌که شما این کتاب را تعدیل کرده‌اید تا قابل چاپ باشد اما به هر حال در همان انگلستان هم کشیش‌ها در برابر این مجموعه پولمن واکنش نشان دادند گرچه بسیاری آمدند و گفتند این کتاب، تنها اثری بود که خدا را به خوبی معرفی کرد.

در هر حال همه حرف ما این است که اخلاق فراتر از قانون است. قانونی نیست که کتاب‌هایی که برنده جایزه نیوبری شده‌اند را خانم کیوان عبیدآشتیانی یا آثار نیل گیمن و فلیپ پولمن را آقای فرزاد فربد ترجمه کنند. من نمی‌توانم بگویم رولد دال برای من است اما وقتی که ما آثار گوناگون یک نویسنده را می‌خوانیم و با جهان داستانی و سبک و سیاق‌اش آشنا می‌شویم، بهتر است به جای یک اثر به ترجمه آثار مختلف آن نویسنده بپردازد و همان شیوه و سبک را منتقل کند. برای مثال در حال حاضر، ترجمه‌های متعددی از رولد دال وجود دارد و این مخاطب را سرگردان می‌کند. مگر چند درصد این مترجمان توانسته‌اند سبک دال و بازی‌های زبانی او را منتقل کنند. مساله دیگر اخلاق است اگر کپی‌رایت نداریم حداقل وجدان داشته باشیم و نویسنده را نابود نکنیم. چراکه اخلاق فراتر از قانون است.

منظور شما از امانت داری چیست؟ مترجم باید به ترجمه واژه به واژه بپردازد یا همین که لحن و سبک نویسنده و محتوا را منتقل کند، کافی است؟

فربد: این به تعریف زبان‌شناسان از واحد ترجمه برمی‌گردد. واحد ترجمه کلمه یا جمله نیست؛ وقتی ما متنی را ترجمه می‌کنیم باید به عناصر فرهنگی و زبان نویسنده دقت کنیم. ما باید طوری کتاب را ترجمه کنیم که همان اثری را بر مخاطب بگذارد که نسخه اصلی بر مخاطب اصلی گذاشته است.

ما دو دسته زبان‌شناس توصیفی و تجویزی داریم. آقای ابوالحسن نجفی، تجویز می‌کند که چه بنویسیم و چه ننویسم از این روست که کتاب «غلط ننویسیم» را منتشر می‌کند اما زبان‌شناسی توصیفی، دید بازتری به مقوله ترجمه دارند. اما باید حد وسطی را در نظر گرفت چرا که ساختار زبان فارسی با مثلا انگلیسی یکی نیست و ما اگر جمله را واحد زبان در نظر بگیریم، یک جمله باید همان تاثیری را بر خواننده بگذارد که جمله اصلی گذاشته است. برای مثال جان. آر. اریکسون، که یک نویسنده تکزاسی است در مجموعه « هنک، سگ گاوچران» از لحن محاوره استفاده کرده و من با این‌که شکسته‌نویسی را دوست ندارم اما در این مجموعه، ناچار به شکستن کلمات شدم و زمانی به موفقیت ترجمه خود پی بردم که کتاب را برای اریکسون ارسال کردم و او گفت: یک بار سوار تاکشی شدم و راننده به من گفت چقدر کتاب تو بامزه است؛ من آن را به فارسی خوانده‌ام. آنجا بود که حس کردم کار خود را درست انجام داده‌ام.

اما در بحث امانتداری باید بدانیم که نویسندگان غربی و کلا نویسنده‌های غیرایرانی برای ما کتاب نمی‌نویسند، برای جامعه خود می‌نویسند. آنها فرهنگ و دایره واژگانی خود را دارند. من با سوئد کار می‌کنن.نویسندگان آنجا درباره موضوعاتی می‌نویسند که در آمریکا و کشورهای دیگر اروپایی هم قابل چاپ نیست.

مثل چه چیزهایی؟

فربد: مثلا آموزش مسایل جنسی برای بچه‌های پیش از دبستان.وقتی این کتاب‌ها از سوئی به انگلیسی منتشر می‌شود هم یک سری ممیزی‌ها وجود دارد. برای مثال در آلمان و نروژ به مسایل جنسی کاری ندارند اما صحنه‌های خشن را حذف می‌کنند.

می‌توان این‌گونه استنباط کرد که ما کارها را ایرانیزه و هماهنگ با فرهنگ خود می‌کنیم؟

فربد: نه به این شدت اما یک چیزهایی در کتاب هست که باید تلطیف شود. مثلا در کتاب «پل شکسته» پولمن، مواردی هست که قابلیت چاپ ندارد. برای مثال در این کتاب درباره دو پسر صحبت می‌شود که با هم ارتباط دارند یا دختری که هر روز می‌بیند یک خانم تازه با پدرش، سر میز صبحانه نشسته؛ من هیچ کدام از این موارد را در ترجمه خود نیاورده‌ام چرا که حذف و تعدیل آن به خط اصلی داستان صدمه نمی‌زده است و البته این جرح و تعدل‌ها گریزناپذیر است چون اگر نخواهیم چنین کنیم، هیچ کتابی در ایران قابل انتشار نیست.

نجف‌خانی: اگر کتاب خیلی قوی و ۹۰ درصد آن قابل انتشار باشد من باقی را تعدیل می‎کنم یا به قول معروف، زهرش را می‌گیرم تا کتاب، قابل چاپ شود. برای مثال من مجموعه ۱۵ جلدی «در جست و جوی دلتورا» را ترجمه کرده‌ام که در آن به مبارزه با دشمن، خشکسالی، هیولا و نبرد با دشمنی که در لباس دوست وارد شده، اشاره کرده است اما دلیلی به ترجمه کارهای خشن و ترسناک که حرفی برای گفتن ندارند و تنها به دنبال ترساندن بچه‌ها هستند نمی‌بینم.

ژانر وحشت، مقوله جذاب و مفصلی است که گفتن از آن را به مجال دیگری وامی‌گذاریم. بحث ما درباره وفاداری به اصل کتاب در ترجمه بود…

نجف‌خانی: یک دوره روش گشتاری، ترجمه را در ایران بیچاره کرد. یعنی گفتند واژه به واژه را باید به فارسی برگرداند. در صورتی که ساختار زبان فارسی متفاوت است و ترجمه خوب، ترجمه‌ ای است که همان تاثیری که کتاب اصلی بر مخاطب خود گذاشته را بر ذهن و روان خوانندگان جامعه مقصد هم بگذارد.

پس یک مترجم خوب باید جامعه مبدا را هم به خوبی بشناسد و مخاطب کتاب در آن جامعه را؟

نجف‌خانی: بله نه تنها مترجم که تصویرگر باید این شناخت را داشته باشد. چند وقت پیش، بدون این که به من بگویند طرح جلد کتابم را تغییر داده بودند. تصویرگر، کتاب را نخوانده و با داستان آشنا نبود به خاطر همین جایی شبیه کویر را تصویر کرده  بود، در صورتی که داستان در ویرجینیا اتفاق می‌افتد و آن منطقه، برخلاف تصور تصویرگر، نه تنها کویری نیست که سرسبز و مرطوب است. به همین خاطر  ما باید فضای داستان و جامعه مبدا را بشناسیم. برای مثال در بسیاری کتاب‌ها درباره فوتبال آمریکایی صحبت می‌شود در خالی‌که ما این نوع فوتبال را نداریم و نمی‌شناسیم اما مترجم‌های خوشبختی هستیم که به اینترنت و ویکی‌پدیا دسترسی داریم و می‌توانیم جستجو کنیم.

 رولد دال در «غول بزرگ استدیوبان» از زبان سختی بهره برده در نتیجه من پیش از این‌که کتاب را ترجمه کنم، ترجمه‌های پیشین را بررسی کردم و نقدهای مختلف را خواندم. یکی از شگردهای رولد دال این است که خودش صفت می‌سازد و آنها را سروته می‌کند و درکل بازی‌های زبانی بسیار دارد. این بازی‌ها در ترجمه هم باید خوشایند باشند و بچه ایرانی را بخوانند در حالی‌که پیش از من، همه مترجمان، زیرنویس داده بوده و زیرنویس هیچ جذابیتی برای بچه‌ها ندارد. من تنها کسی بودم که «غول بزرگ استدیوبان» را براساس بازی‌های زبانی خودمان به فارسی برگرداندم. مثلا دال گفته غول‌ها مردم ترکیه را دوست دارند چون مزه ترکی(بوقلمون) می‌دهند. من در ترجمه خود این جمله را جایگزین کردم که غول‌ها مردم ژاپن را دوست دارند چون مزه تخمه ژاپنی می‌دهند.

و اینها عدم امانتداری در ترجمه نیست؟

فربد: نه این هنر است چون کودکان پانویس را درک نمی‌کنند و از آن لذت نمی‌برند. کسی که پانویس می‌آورد، آسان‌ترین کار را انتخاب می‌کند یا کسی که از زبان شکسته برای محاوره نویسی استفاده می‌کند، همین‌طور. به همین خاطر، مترجم نویسنده دوم است. او بازآفرینی می‌کند.

نجف‌خانی: من هم به کار بردن زبان شکسته را دوست ندارم. رولد دال یک کتاب دارد که اصلا قابل ترجمه در ایران نیست. ماجرای کشیشی است که خوانش‌پریشی دارد و دست روی سگ می‌کشد و می‌گوید: good god که اگر کلمه god را برعکس کنیم می‌شود dog و چون رولد دال عواید حاصل از فروش کتاب را به موسسه خوانش پریشی تقدیم کرده، چنین واژه‌هایی در تمام کتاب به چشم می‌خورد.

 آیا می‌توان گفت: ترجمه‌ها از فیلتر ذهنی مترجم گذشته و به دست ما رسیده است؟

فربد: بله؛ طبیعتا همین‌طور است.

و این گفت و شنود ادامه دارد….




به گزارش خبرنگار استدیو، شامگاه پنجشنبه نشست کتابخوان «توهم بخوان» با حضور دوستداران فرهنگ کتاب و کتابخوانی در بلوار انزلی برگزار شد.

نشست کتابخوان «تو هم بخوان» برنامه ای فرهنگی است که توسط جمعی از دوستداران فرهنگ و مطالعه هر ماه در یک روز مشخص در شهر انزلی برگزار می شود.

شامگاه گذشته پنجمین دوره ماهانه این نشست با خواندن آثار نویسندگان معاصر «فروغ فرخزاد»، «احمد شاملو»، «نادر ابراهیمی» و «بیژن نجدی» با حضور علاقمندان در بلوار انزلی برگزار شد.

یکی از نکات قابل توجه در برگزاری این نشست فرهنگی برگزاری این نشست هر ماه در یکی از اماکن تاریخی شهر انزلی با هدف احیا و بازدید از مکان های تاریخی در کنار کتابخوانی است.

این برنامه فرهنگی با همکاری انجمن طرفداران توسعه بندرانزلی، انجمن داستان هزار و یک شب و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی انزلی برگزار می شود.




به گزارش خبرنگار استدیو، در این هفته آژانس های مسافرتی باز هم خبرساز شدند.

رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی در پی بحران بازار ارز اعلام کرد که ۸۰ درصد آژانس های مسافرتی تا آخر تابستان تعدیل نیرو خواهند کرد. بسیاری از آژانس ها هم اکنون در حال تعدیل نیرو هستند، چرا که از عهده پرداخت هزینه های خود برنمی آیند. تعدادی از آنها منتظرند تا سفرهای تابستانی تمام شود و اگر نتوانند از این بازار درآمد کسب کنند، نیروهای خود را تعدیل خواهند کرد. این در حالی است که رئیس سازمان میر اث فرهنگی از ایجاد چند هزار شغل در حوزه گردشگری صحبت می کند.

وی گفت: انتظارمان از سازمان میراث فرهنگی بیشتر است، هر چند که معاونت گردشگری به حرف بخش خصوصی گوش می کند، ولی مدیران قبلی این سازمان وقتی برای ما نمی گذاشتند.

حرمت الله رفیعی همچنین در برنامه تلویزیونی نیز گفته است که باید بررسی شود آیا افزایش عوارض خروج از کشور از ۷۵ هزار تومان به ۴۴۰ هزار تومان نقشی در رشد صنعت گردشگری ایران داشته است یا نه.

در این هفته همچنین رئیس سازمان میراث فرهنگی به استان لرستان سفر کرد. در این سفر علی اصغر مونسان اعلام کرد که تمهیدات لازم برای مرمت قلعه فلک الافلاک اندیشیده خواهد شد. این قلعه که رئیس سازمان میراث فرهنگی برای مرمت آن برنامه ریخته چند وقت پیش دچار مشکلات زیادی شده بود.

در این هفته همچنین وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات یک نشست هم اندیشی درباره احیای خانه مستوفی الممالک برگزار کرد و در آن از افراد مرتبط با این موضوع دعوت کرد تا درباره این خانه نظر بدهند. خانه مستوفی الممالک در مالکیت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است و وزیر در این نشست اعلام کرد که این خانه تا قبل از پایان دولت دوازدهم مرمت و بازسازی می شود.

این هفته همچنین نمایشگاه آثار برگزیده یک عکاس سوئیسی در کاروانسرای شاه عباسی برپا شد. در پی برپایی این نمایشگاه، این کاروانسرا که در کرج واقع شده نیز افتتاح شد.

خبرگزاری استدیو در این هفته همچنین چهار راهکار برای تبلیغ جاذبه های گردشگری و میراث فرهنگی ایران در دوران تحریم ارائه کرد. در این گزارش آمده که می توان از توان رایزنان فرهنگی و نمایندگان اطلاع رسانی خارجی استفاده کرد، تور آشنایی خبرنگاران خارجی نیز برگزار و در عرصه های بین المللی مانند نمایشگاه های گردشگری حضور پیدا کرد.

در گزارش دیگری درباره سد تاریخی کریت در شهرستان طبس آمده است که میله های زنگ زده قهوه‌ای رنگی این سد تاریخی را زندانی کرده اند و امکان بازدید گردشگران از آن گرفته شده است. این سد بزرگترین سد قوسی جهان به شمار می رود.

پویا محمودیان معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی نیز در این هفته اعلام کرد که واردات تولیدات صنایع دستی خارجی ممنوع شده است. او گفته است که در طول دو ماه مذاکره و جلسات فشرده با سازمان توسعه تجارت ایران و وزارت صنعت معدن و تجارت سرانجام این تصمیم اتخاذ شد و کالاهای وارداتی صنایع دستی در فهرست اقلام ممنوعه وارداتی قرار داده شد. تکلیف این موضوع نیز با ارزیابان گمرک است.




به گزارش خبرنگار استدیو، علی اصغر مونسان ظهر امروز پنجشنبه در دیدار با فعالان حوزه گردشگری لرستان با اشاره به اینکه در بهار امسال،  ۳۰ درصد رشد گردشگر ورودی به کشور را داشته ایم، اظهار داشت: یک میلیون و ۴۴۰ هزار نفر گردشگر وارد کشور شدند و در همین مدت رشد منفی ۵ درصدی خروجی از کشور را داشتیم.

۱۷۰۰ پروژه گردشگری در کشور در حال اجرا است

وی با بیان اینکه صادرات صنایع دستی ۵۰ درصد افزایش یافته است، تصریح کرد: ۱۷۰۰ پروژه گردشگری در کشور در حال اجرا است و تا پایان دولت یک هزار و ۲۵۰ طرح اتمام می شود.

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یادآور شد: با بهره برداری از این طرح ها، ۷۶ هزار تخت به مجموعه تخت های هتل ها و … اضافه می شود.

مونسان افزود: در بخش بوم گردی نیز ۲ هزار واحد بوم گردی را هدف گذاری کرده ایم که با بهره برداری از آن ها ۱۶ هزار شغل ایجاد می شود.

وی از اجرای طرح «شهر گردشگر» در کشور خبر داد و گفت: از طریق این طرح زیرساخت های گردشگری در شهرها ایجاد می شود؛  مختصات این طرح را به شهرداران و استانداران ابلاغ کرده ایم و به زودی هم اولین شهر منتخب اعلام می شود.

توجه ویژه ارکان نظام به حوزه گردشگری

معاون رئیس جمهور با بیان اینکه اولین نمایشگاه بزرگ در قالب این طرح نیز شهریور ماه در تهران برگزار می شود، تصریح کرد: در حوزه اشتغال روستایی ۱۲ هزار میلیارد اعتبار در نظر گرفته شده که ۲۰ درصد آن به تسهیلات ۱۶ و ۱۴ درصدی حوزه گردشگری اختصاص یافته است.

مونسان افزود: ۱۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار از طریق صندوق توسعه ملی برای اجرای طرح های گردشگری در نظر گرفته شده که این تسهیلات بدون محدودیت به متقاضیان پرداخت می شود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ایفای نقش دو هزار و ۴۰۰ میلیارد دلاری حوزه میراث فرهنگی در اقتصاد دنیا و با تاکید بر روند رو به رشد حوزه اقتصاد در بخش های گردشگری و «آی تی»، عنوان کرد: دولت و ارکان نظام در این راستا به حوزه گردشگری توجه جدی دارند.

سرمایه ۵۰۰ میلیون دلاری بخش صنایع دستی

مونسان با بیان اینکه در دنیا از مجموع ۱۰ شغل یک مورد مربوط به حوزه گردشگری است، عنوان کرد: در ایران به ازای ایجاد هر شغل ۵۰ میلیارد تومان هزینه می شود.

وی با تاکید بر اینکه توجه به حوزه گردشگری در توزیع عادلانه ثروت در کشور تاثیر گذار است، گفت: توجه به روستاها در حوزه گردشگری مدنظر قرار گرفته و در حال حاضر گردشگری در روستاهای محروم موجب رونق اقتصادی شده است.

اجرای طرح تعطیلات زمستانه در شش ماه دوم سال

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با تاکید بر اینکه ایجاد نشاط اجتماعی در کشور با توجه به حوزه گردشگری میسر خواهد شد، ادامه داد: یکی از طرح های در دستور کار اجرای طرح تعطیلات زمستانه در شش ماه دوم سال است.

مونسان با اشاره به احداث مجتمع های گردشگری در کشور، تصریح کرد: پرداخت تسهیلات کمک به سفر، تمدید مجوزهای حوزه گردشگری از یک ساله به دو ساله از دیگر اقدامات در دستور کار است.

وی با اشاره به صادرات صنایع دستی کشور نیز عنوان کرد: میزان صادرات صنایع دستی کشور ۲۸۱ میلیون دلار بوده و با احتساب میزان فروش صنایع دستی به میزان ۲۵۰ میلیون دلار، میزان سرمایه گذاری این حوزه به ۵۰۰ میلیون دلار رسیده و البته این عدد تا دو میلیارد دلار نیز قابل ارتقا است.




به گزارش خبرنگار استدیو، علی اصغر مونسان ظهر امروز پنجشنبه در جمع فعالان گردشگری لرستان اظهار داشت: اگر آزادسازی حریم قلعه فلک الافلاک تا پایان سال ۹۷ انجام شود، قول می دهم سهمیه ثبت جهانی در سال ۹۸ را جابه جا کرده و قلعه را جایگزین کنیم.

وی با بیان اینکه می دانیم یونسکو از قلعه فلک الافلاک بازدید می کند و حتما باید آزادسازی انجام شده باشد، تصریح کرد: برای اینکه بتوانیم پرونده را تکمیل و در سال ۹۸ ارسال کنیم، باید کار آزادسازی انجام شده باشد.

بنابراین گزارش، زیبایی و معماری شگفت‌انگیز قلعه فلک الافلاک موجب شده که این قلعه تاریخی و باستانی لرستان از سوی بسیاری از کارشناسان به‌عنوان یکی از شاهکارهای مهندسی و معماری دنیا لقب گیرد.

این قلعه به لحاظ موقعیت استراتژیک خود در قرن چهارم هجری قمری به‌عنوان مقر حکومت آل حسنویه و گنجور در زمان آل‌بویه درآمد و از قرن ششم هجری پس از ساخته‌شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز به نام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده است.

این بنای کم‌نظیر مربوط به دوره ساسانی است و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.




به گزارش خبرنگار استدیو، علی اصغر مونسان ظهر پنجشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه هزینه های تبلیغات جاذبه های تاریخی و طبیعی ایران در کشورهای دیگر هزینه های گرانی است، اظهار داشت: امسال نسبت به سال گذشته، عدد خوبی برای تبلیغات خارجی گذاشته اند، اینکه رشد قابل توجهی در اعتبارات این بخش داده اند قابل تقدیر است.

وی با بیان اینکه به دنبال این هستیم که سفارت خانه ها را در تبلیغات آثار تاریخی و طبیعی کشور درگیر کنیم، تصریح کرد: در نشست سفرای ایران در روز یکشنبه نیز به بخش گردشگری پرداخته خواهد شد.

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی با اشاره به اینکه البته آمار بهار امسال نشان می دهد علی رغم مشکلات ارزی و مسائلی که در حوزه تبدیل ارز برای گردشگران ایجاد شد اما رشد ۳۰ درصدی در ورود داشتیم، ادامه داد: دیروز در کمیته ارز دولت حاضر شدیم، در این جلسه به دغدغه های ما توجه جدی شد و فکر می کنم تصمیمات خوبی در راه داشته باشند.

مونسان افزود: این تصمیمات ما را به ثبات در ارز مسافرتی و تبدیل ارز خواهد رساند و در راستای کمک به گردشگری خواهد بود.




به گزارش خبرگزاری استدیو، دبیرخانه هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی در اطلاعیه‌ای از تمدید مهلت ثبت‌نام و ارسال پاسخنامه‌های مسابقات این جشنواره تا روز چهارشنبه ۱۰ مرداد خبر داد و از شرکت‌کنندگان نوجوان، جوان و بزرگسال این مسابقه خواست تا پاسخنامه‌های خود را پس از تنظیم و تکمیل، در یکی از قالب‌های فردی یا خانوادگی (۲، ۳، ۴، ۵ نفره و بیشتر) به یکی از کتابخانه‌های عمومی در سراسر کشور تحویل دهند.

پیش از این، روز یکشنبه ۳۱ تیرماه به عنوان آخرین مهلت ارسال پاسخنامه‌های مسابقه هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی اعلام شده بود.

علاقه‌مندان برای شرکت در هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی می‌توانند برای دسترسی به منابع این جشنواره به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور مراجعه کنند. همچنین می‌توانند پرسشنامه و فایل PDF منابع هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی را از سامانه اطلاع‌رسانی و ثبت نام جشنواره رضوی (razavi.iranpl.ir) دریافت کنند.

داوری آثار هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی از ۱۵ مرداد سال جاری آغاز می‌شود و اختتامیه این جشنواره نیز در ایام دهه ولایت (دهه اول شهریور) با حضور افراد و خانواده‌های برگزیده در سطح ملی برگزار خواهد شد.

در این دوره از جشنواره کتابخوانی رضوی، ۷ عنوان کتاب در سه بخش‌ کودک، نوجوان و بزرگسال و در موضوع سیره امام رضا علیه‌السلام به مخاطبان عرضه شده است. بر این اساس در رده سنی کودک (۴ تا ۱۱ سال) کتاب‌های «مهمان خراسان» نوشته سعید بیابانکی از انتشارات به‌نشر و «مژده گل» نوشته محمود پوروهاب از نشر جمکران با موضوع داستان‌هایی از زندگی امام رضا(ع) و در رده سنی نوجوان (۱۱ تا ۱۷ سال) کتاب‌های «مسافر هشتم» با موضوع امام رضا(ع) و «کاش تو را می‌دیدم» با موضوع حضرت معصومه(س) نوشته مژگان شیخی از نشر قدیانی، به عنوان منابع این جشنواره معرفی شده است.

در بخش جوان و بزرگسال (۱۷ سال به بالا) این جشنواره نیز کتاب‌های «ماه هشتم» اثر مهدی غلامعلی از نشر دارالحدیث با موضوع امام رضا(ع)، «استدیو ولایت در آسمان ایران» اثر آیت‌الله کریمی جهرمی از نشر بوستان کتاب با موضوع امام رضا(ع) و کتاب «به سپیدی یک رؤیا» اثر فاطمه سلیمانی از نشر کتاب نیستان با موضوع حضرت معصومه(س) به عنوان منابع این جشنواره معرفی شده است.

جشنواره کتابخوانی رضوی از مجموعه جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع)، فعالیت خود را از ششمین دوره برگزاری زیر نظر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور آغاز کرد. در ششمین دوره این جشنواره در سال ۱۳۹۵، تعداد ۳ کتاب در بخش‌های «کودک»، «نوجوان» و «جوان و بزرگسال» معرفی شد که با مشارکت ۲۳۸‌هزار نفر همراه بود و به یک رخداد بزرگ فرهنگی در کشور تبدیل شد.

همچنین در هفتمین دوره این جشنواره در سال ۱۳۹۶ نیز ۶ عنوان کتاب در بخش‌های «کودک»، «نوجوان» و «جوان» و «بزرگسال» معرفی شد که با حضور ۶۳۱ هزار و ۵۲۶ شرکت کننده، مشارکت چشمگیری در میان مسابقات کتابخوانی کشور و رشد ۲۶۰ درصدی نسبت به دوره گذشته را ثبت کرد.




به گزارش خبرگزاری استدیو به نقل از گاردین، «رویاهای پیش از شروع زمان» نوشته آن چارناک که در باره جایی است که ناباروری در آنجا ریشه‌کن شده است و جنین مصنوعی روشی ایده‌آل برای بچه‌دار شدن است، جایزه آرتور سی. کلارک سال ۲۰۱۸ را از آن خود کرد.

داستان این رمان در سال ۲۰۳۴ می‌گذرد و درباره تصمیم چندین شخصیت از افراد یک خانواده در طی چند نسل است.

چاندراک که کتاب‌هایی چون «محافظ » و «دانشمند جدید» را در کارنامه دارد ابتدا به عنوان خبرنگار خارجی در خاورمیانه، آفریقا و هند فعالیت می‌کرد. او نخستین رمانش را با عنوان «یک زندگی محاسبه شده» به صورت خود ناشر در سال ۲۰۱۳ منتشر کرد و بعد آمازون به انتشار کتاب‌هایش پرداخت که همین رمان برنده جایزه داستان علمی تخیلی آرتور سی کلارک نیز که سومین رمان اوست، توسط همین ناشر به بازار آمده است.

جف واندرمیر با «به دنیا آمده»، عمر العکاض با «جنگ آمریکایی»، یاروسلاو کالفار با «مرد فضایی بوهمیا»، سی رابرت گارجیل با «دریای زنگار» و جنی ملامد با «دختران را جمع کنید» دیگر نامزدهایی نهایی سی و دومین دوره جایزه آرتور سی کلارک بودند.

آن چارناک با کسب عنوان برنده این رقابت جایزه ۲۰۱۸ پوندی امسال را دریافت کرد. جایزه این رقابت هر سال به رقم همان سال اهدا می‌شود. این مراسم در کتابفروشی فویلز در مرکز لندن برگزار شد.




به گزارش خبرگزاری استدیو، نشست نقد رمان «فرشته‌ها هم عاشق می‌شوند» عصر دیروز چهارشنبه 27 تیر با حضور نعیمه اسلاملو نویسنده اثر، سارا عرفانی نویسنده و منتقد، حجت،الاسلام درانی کارشناس مذهبی و جمعی از علاقمندان به کتاب و کتابخوانی در فرهنگسرای تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست اسلاملو به بیان انگیزه و علل شکل‌گیری این رمان اشاره کرد و گفت: طبق نظر سنجی‌هایی که ما سال‌های متمادی در دبیرستان‌های دخترانه انجام دادیم، متوجه شدیم که تأثیر گذارترین رسانه در حوزه ادبیات مکتوب، رمان است و طبق این نتیجه تعداد زیادی از رمان‌های مؤثر را جهت رسیدن به مؤلفه‌های تأثیرگذار این رمان‌ها بررسی کردیم. مهم‌ترین این مؤلفه‌ها عشق بود. از طرفی هم چون شاهد سردرگمی و بحران هویت دختران جوان در این سن بودیم قالب رمان را بهترین نوع ارائه راهکار و الگو برای دختران یافتیم و نوشتن فرشته‌ها هم عاشق می‌شوند شروع شد.

سارا عرفانی هم در بخش دیگری از این نشست، به آسیب شناسی داستان های دینی پرداخت و ضعف این نوع داستان ها را از دو منظر بررسی کرد. وی گفت: برخی از داستان‌ها را نویسنده‌های غیردینی می‌نویسند و به این دلیل در محتوا ضعیف هستند و برخی دیگر از رمان‌ها محتوای خوبی اما ضعف تکنیکی دارند. چنانچه این دو با هم تلفیق شوند، می‌توان به نتایج بهتری رسید.

وی با خوانش بخش‌هایی از سخنان رهبر انقلاب در مورد اینکه اگر نکته‌ای در یک قصه درشت و مشخص شد که جهت‌گیری قصه به آن سمت است قصه خراب خواهد شد؛ به لزوم ارائه پیام‌های پنهان و غیرمستقیم در سیر داستانی اشاره کرد و گفت: چنانچه مستقیم گویی در کتاب باشد مخاطب هدف را خیلی زود از دست خواهیم داد.

اسلاملو در ادامه و درباره مساله طرح شده توسط عرفانی، گفت: برای من به عنوان نویسنده خیلی راحت‌تر بود که از فضای تخیل استفاده کرده و پیام‌هایی را که می‌خواستم به مخاطب بدهم لابه‌لای کلمات پنهان کنم اما این خرق عادت را کردم و با اینکه می‌دانستم شاید از لحاظ فنی پسندیده نباشد اما با توجه به نوع متفاوت دغدغه‌ای که در تغییر حال دختران جوانی که کسی را برای پاسخگویی به سوالات ذهنی‌شان ندارند داشتم نوع جدیدی از انتقال پیام را برای کتاب فرشته‌ها انتخاب کردم و با توجه به بازخوردهایی که طی این چند سال گرفتم، می‌بینم همین مسأله باعث ارتباط دختران جوانی که تشنه شنیدن این پیام ها هستند، با کتاب شده است. البته تائید می‌کنم که این پیام ها باید کنترل شده باشد.

در بخش دیگری از این نشست، حجت‌الاسلام درانی در توصیف این کتاب گفت: من اسم کتاب را کتاب شوک عاشقانه می‌گذارم. سیر داستان به گونه‌ای است که در پایان داستان به یکباره ذهنیت‌های خواننده به هم می‌ریزد و تصور خواننده از شخصیت‌ها تغییر می‌کند و خواننده دچار یک شوک عاشقانه مطلوب می‌شود.

وی به بررسی تفاوت‌های داستان‌های قرآنی با رمان پرداخته و گفت: تفاوت رمان با داستان‌های قرآنی در این است که داستان‌های قرآنی برای خواباندن نبوده؛ بلکه برای بیدار کردن انسان‌هاست که این ویژگی در کتاب فرشته‌ها با بازتعریف فراگیری از مفهوم عشق از طریق ادبیات جوان امروز دیده می‌شود. یکی از نقاط برجسته این کتاب، ارائه جواب‌های جدید به سؤال‌های نسل جوان است.




عزت الله الوندی، نویسنده و شاعر کودک و نوجوان درباره تازه‌ترین رمانش که برای مخاطبان نوجوان به نگارش درآمده به خبرنگار استدیو گفت: «مثل یک خواب عمیق» یک رمان نوجوان است که سفر نوجوانی را از دوره پیش از نوجوانی‌اش تا دوره بلوغ و بزرگ شدن روایت می‌کند.

وی افزود: این رمان با روایت سفر شخصیت اصلی داستان، رسیدن او به دریافت‌هایی از زندگی را نشان داده که به رشد این شخصیت کمک کرده است.

این نویسنده کوک و نوجوان اظهار کرد: «مثل یک خواب عمیق» را حدود ۴ سال پیش نوشتم و در این چند سال چندین بار آن را مورد بازنگری و بازنویسی قرار دادم تا اینکه بعد از بازنویسی‌های زیاد، بالاخره امسال به این نتیجه رسیدم که دیگر این رمان به درد چاپ شدن می‌خورد و برای انتشار آن با انتشارات «به‌نشر» به نتیجه رسیدیم.  

به گفته الوندی «مثل یک خواب عمیق» حدود ۲۰۰ صفحه است و آنگونه که انتشارات «به‌نشر» وعده داده است، قرار است در استدیوماه وارد بازار کتاب شود.